ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
194
قصص الانبياء ( فارسى )
بيرون ] b 88 [ آمد . و موسى عليه السّلم آهستهآهسته مىرفت . قوله تعالى : وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ « 1 » . پس موسى نرمنرم مىرفت كه با بنى اسرايل بنها « 2 » گران بود و ستوران با بار ، هرگونه مىرفتند . بعضى گويند هفت شبان روز رفته بودند كه فرعون سپاه گرد كرد ، چنان كه حق تعالى خبر داد : فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ « 3 » . پس فرعون لعين بفرستاد و حشم گرد كرد بنواحى مصر . قوله تعالى : إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ . وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ « 4 » گفت ايشان گروهىاند اندك كه ما را دشمناند و ما همه جمله ، نزديك ايشان رويم و همه را هلاك كنيم . پس همه بيرون آمدند از شهر و نواحيها جملهء قبطيان ، سلطان و رعيت بشتافتند . و موسى هفت شبان روز با بنى اسرايل رفته بودند ، و ايشان به دو روز برفتند تا نزديك رسيدند با ايشان . بنى اسرايل گرد لشكر فرعون بديدند ، گفتند يا موسى هلاك از ما برآمد و تو ما را هلاك كردى . قوله تعالى : فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ « 5 » . موسى گفت مترسيد كه خداى تعالى با منست : كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ . « 6 » پس موسى عليه السّلم و بنى اسرايل بشتافتند تا آنگاه كه پيش آب ديدند و از پس لشكر ، همه بانگ كردند كه يا موسى هلاك كردى ما را . جبريل عليه السّلم آمد و گفت يا موسى حق تعالى نجات و برهان تو درين عصا كرده است . عصا بر آب زن تا صنع صانع بينى . چنان كه ملك تعالى خبر داده است :
--> ( 1 ) - الشعرا 52 ( 2 ) - بنه ( 3 ) - الشعراء 53 ( 4 ) - الشعراء 55 - 54 ( 5 ) - الشعراء 61 ( 6 ) - الشعراء 62