ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

181

قصص الانبياء ( فارسى )

فرعون فرمود تا لشكر را بياراستند ، چهل‌هزار سوار سليحها بپوشيدند و چهل‌هزار پياده . چنان كه گفت : فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ « 1 » . گفت جمع كنيد آلاتها ، و سليح‌ها « 2 » بياريد ، و صفها بركشيد . و در قصّه چنين آورده است كه چهل صف سوار ايستاده بود و چهل صف پياده همه با سلاحهاء تمام ، و تخت فرعون را بياوردند و آنجا كه وعده‌گاه بودند « 3 » بنهادند ، و فرعون با وزير بر تخت بنشستند ، و قبهء چهل گز بالاى سر او بداشتند . و گويند به همه نواحيهاى شام خبر افتاده بود كه جادوان با مردى مناظره خواهند كرد ، و از نواحيها بسيار مردم گرد آمده بودند ، و بنى اسرايليان بيرون آمده بودند ، و در نهان دعا و زارى مىكردند . و در خبر چنان آمده است كه جادوان فرعون كارها راست كردند ، و بنزديك هامان آمدند ، و هامان را گفتند ما اين همه كه مىكنيم تا اين دشمن را قهر كنيم جزاى ما چه باشد ، و ما را چه خواهد دادن ؟ هامان فرعون را بگفت . فرعون گفت اول كسى كه مرا سجده كنند ايشان باشند چنان كه حق تعالى ازيشان خبر داد : قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ . « 4 » چون ايشان بشنيدند شاد گشتند و فخر كردند و گفتند ما را اين بس كه ما نزديكترين باشيم و اوّل سجده ما كنيم . آنگاه گفتند : بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ . الاية « 5 » . اهل تذكر و موعظه چنين گفته‌اند كه يا مؤمن بدان نماز كه مىكنى منّت منه و ثواب طمع مدار كه بهشت يابم ، ترا اين فخر بس كه ملك تعالى

--> ( 1 ) - طه 64 ( در متن : كيدهم ) ( 2 ) - سلاح‌ها ( 3 ) - وعده كرده بودند ( 4 ) - الاعراف 113 ( 5 ) - الشعراء 44