ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
171
قصص الانبياء ( فارسى )
سبحانه و تعالى در ساعت خوفى و هراسى و هيبتى از موسى در دل فرعون افكند ، و از موسى بترسيد سخت ، و گفت : من اين انت ، و من اذن لك بالدّخول ، و لاىّ شىء جئت ؟ موسى گفت : إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ . ] b 76 [ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ « 1 » تا بنى اسرايل را بما بازدهى ، و دست از ايشان كوتاه كنى « 2 » و ببندگى ندارى كه ايشان آزادند « 3 » و پيغمبرزادگانند . قصهء چهل و دوم مناظره كردن موسى عليه السلام با فرعون پس فرعون او را گفت تو كيى كه مرا نمىشناسى ؟ گفت من آن موسىام كه در خانهء تو بودم چندين سال . فرعون از هيبت كه از موسى در دلش « 4 » آمده بود از منّتهاى خويش ياد كرد تا لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً « 1 » ؟ ما ترا بپرورديم بنعمت و بپرورديم براحت ، از كودكى تا بزرگى ، وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ « 5 » . و تو در خانهء ما بودهء چندين سال از كودكى تا بزرگى ، وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ ، وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ . « 5 » و گفت كردى آنچه كردى ، و مردى را از ما بكشتى ، و نعمت ما را كفران آوردى . موسى گفت ، آرى بود اين همه كه من با تو كردم و من خود را ملامتزده داشتم و بر خطا بودم زيرا برنا بودم . قوله سبحانه و تعالى : قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ . فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ « 6 » الآية . گفت بگريختم از شما كه بترسيدم اكنون حق تعالى مرا حكمت و نبوّت داد و مرا از جملهء پيغامبران كرد و به تو فرستاد .
--> ( 1 ) - الشعراء 16 - 17 ( 2 ) - از ايشان بازدارى ( 3 ) - آزادگانند ( 4 ) - از هيبت موسى كه در دلش ( 5 ) - الشعراء 18 - 19 ( 6 ) - الشعراء 20 - 21