ابراهيم اقبال

48

فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى )

الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ . . . ( بقره / 121 ) كسانى كه كتاب به آنان داده‌ايم ، آن را چنان كه بايد مىخوانند ايشان كه بدان ايمان دارند . گويا از تحقق اين فرمان خبر مىدهد . در اين دوره ، قرائت قرآن و تدريس آن ، اشتغال عمده زندگى گروهى درآمد كه به « قرّاء » موسوم شدند . حدود هفتاد نفر از آنها در جنگ بئر معونه شهد شهادت نوشيدند . اين خود آغاز پيدايش اصطلاح « قراء » و « قرائت » بود . در همين دوره و هم‌زمان با حيات نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله تعدادى از صحابه به حفظ و خاطر سپردن قرآن كريم مبادرت ورزيدند و ديگران قرائت قرآن را از آنها عرضا ( با ارائه و عرضه بر آنها ) دريافت كردند و مدار اسناد قراءات معتبر بر محور قرائت آنها گرديد . كمى بعد ، علاقه‌مندان ، به قاريان قرآن و استادان و معروفان قرائت مراجعه مىكردند تا قرآن را بر آنها قرائت كنند يا قرائت را از آنها بياموزند . اختلاف در قرائت قرآن و وجوه مختلف آن در همين زمان پديد آمد . اين مرحله به نيمه نخست سده اول محدود شده است « 1 » . مرحله چهارم ، زمانى است كه اختلاف در قرائت قرآن گسترش يافت و عثمان بن عفان با هدف آن‌كه مسلمانان را در تلاوت قرآن براساس قراءات معتبر ، متحد سازد ، به توحيد و يكسان‌سازى مصاحف اقدام ورزيد و به مراكز بلاد اسلامى ( مكه ، مدينه ، بصره و شام ) مصحفى فرستاد و مقرىء خاصى براى هريك از آنها معين كرد . استادى كه قرائت او با قرائت اهل آن ديار غالبا هماهنگ بود . به دنبال اين اقدام ، گروهى از هر شهرى به مصحف عثمانى و قرائت آن ، طبق دريافت از صحابه روى آوردند . در اين دوره ، مطابقت قرائت با رسم الخط عثمانى به عنوان معيار اعتبار قرائت و نيز قراءات معتبر و متواتر و در مقابل قراءات شاذ و آحاد پديدار گشت . اين مرحله در قرن اول پايان پذيرفت . در مرحله پنجم ، افرادى تمام فرصت خود را به قرائت و فراگيرى آن اختصاص دادند و به ضبط آن سخت اهتمام ورزيدند تا آنجا كه در سايه تلاش و پشتكار خود به صورت دانشمندان و پيشوايانى در قرائت در آمدند و مردم بلاد بدون اختلاف ، با ديده قبول به قرائت آنها نگريستند و از آنها تبعيت كردند و حتى به نزد آنها بار سفر بستند و قرائت را از محضر

--> ( 1 ) . فضلى ، 14 - 16