محمد يوسف حريرى

77

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

ب ب علامت رمزى است كه در بعضى از قرآنها بالاى كلمات و يا در آخر آيات مىگذارند و اشاره به حروف اول « بصرى » است ( فروغ قرآن ، ص 61 ) بئر معطله ( ب ء ر م ع طّ ل ) فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ ( حج - 45 ) از امام كاظم عليه السّلام مىخوانيم چاه معطل كه از آن بهره نمىگيرند امام خاموش و قصر محكم سربرافراخته امام ناطق است و اين نوعى تشبيه است ، يعنى هنگامى كه امام در مسند حكومت قرار گيرد همچون قصر رفيع محكمى است كه از دور و نزديك ديده‌ها را به خود جلب مىكند و پناهگاهى براى همگان است اما هنگامى كه از مسند حكومت دور گردد و مردم اطراف او را خالى كرده نااهلان به جاى او بنشينند به چاه آبى مىماند كه به دست فراموشى سپرده شود نه تشنه‌كامان از آن بهره گيرند و نه درختان و گياهان با آن پرورش مىيابند . از جناب صادق عليه السّلام روايت شده كه اين مثلى است جارى براى آل محمد . بئر معطله آب چاهى است كه از او آب كشيده نمىشود و آن امامى است غائب شده پس اقتباس نمىشود از او علم تا وقت ظهور يعنى باسباب ظاهرهء متداوله از براى هركس در هر وقت چنانچه ميسر بود در عصر هر امامى از آن جناب كه قصر مرتفع بودند ( تفسير نمونه - نجم الثاقب ، ص 41 ) بئس القرار ( ب ء س ل ق ) جهنم است به معنى بد جايگاه . « جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ » ( ابراهيم - 29 ) بئس المصير ( - م ) جهنم است به معنى بد منزلگاه . « إِلى عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » . ( بقره - 126 ) بئس المهاد ( - م ) جهنم است به معنى بد جايگاه . « مَتاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ ( آل عمران - 197 ) بئس الورد المورود ( - و د ل م ) از صفات جهنم است به معنى بد جاى ورود . « يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ » ( هود - 98 )