محمد يوسف حريرى

59

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

حضرتش ياد شده است يكى در سورهء انعام ( آيه 85 ) كه نام وى « 1 » پس از نام حضرت زكريا و يحيى و عيسى ( عليهم السلام ) مىآيد و از صالحان شمرده مىشود ، و ديگر در سورهء صافات ( آيهء 123 ) كه از رسولان معرفى مىگردد . و در اين‌جا شرحى از وى به ميان مىآيد كه خلاصهء مفاد آن تقريبا چنين است : الياس كه از فرستادگان است به قوم يادآور مىشود كه چرا تقوى پيشه نمىگيرند و « بعل » را مىخوانند و خداى را نمىپرستند . قوم او را تكذيب مىكنند و لذا در روز حشر محاكمه خواهند شد و تنها بندگان مخلص در امان مىمانند . نوشته‌اند كه حضرت الياس بر اسرائيليان در زمان لاحب مبعوث شد كه براى بعل بتخانهء مجللى بساخت و چند بار نقشهء قتل حضرت الياس عليه السّلام را كشيد كه ناموفق ماند . آن حضرت باطل بودن بتان را براى بنى اسرائيل ثابت كرد ولى آنها همان‌طور به راه بت پرستى رفتند و وى از خداوند درخواست كرد تا از زحمت دنيوى آسوده شود پس به كوهستان رفت و ديگر كسى او را نديد . ال ياسين ( ا ) سَلامٌ عَلى إِل‌ْياسِينَ ( صافات - 130 ) كلمه الياسين را برخى به فتح الف و كسر لام ( آل ياسين ) خوانده و برخى به كسر الف و سكون لام ( الياسين ) ذكر كرده‌اند و اتفاق شده كه در قرآن « ال » را از « ياسين » جدا و به صورت « ال ياسين » بنويسند و در اين‌كه چه كسى است به اختلاف گفته‌اند : 1 . از پيغمبران بنى اسرائيل است . 2 . لغتى در الياس است و هر دو يكى است ( نام الياس پيغمبر است ) 3 . جمع الياس است مراد او و قوم او ( الياس و امت مؤمن او ) است . 4 . ياسين پدر الياس است و لذا آل ياسين خاندان پدر الياس است . 5 . آل ياسين مراد آل محمد است ( با توجه به رواياتى از طريق خاصه و عامه ) چرا كه « يس » از نام‌هاى آن حضرت است . ( قاموس قرآن - لغات قرآن - فرهنگ آنندراج - حديقة الشيعه ، ص 101 - حيوة القلوب ، ج 3 ، ص 51 - منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 19 ) الياسين - ال ياسين اليسع ( ا ى س ) پيامبرى است كه دوبار در قرآن مجيد ( انعام - 86 ، ص - 48 ) از حضرتش ذكر نام « 2 » شده است . تعبير قرآن دربارهء ايشان نشان مىدهد كه از پيامبران بزرگ الهى و از دودمان حضرت ابراهيم عليه السّلام بوده است و در اين‌كه آن حضرت چه كسى است به اختلاف گفته‌اند : ذا الكفل ، خضر ، حزقيل ، پسر عمو و خليفهء الياس ، هم عصر الياس . از پيامبران بنى اسرائيل ( نام پدرش اخطوب ) . اليشع ( نام پدرش شافات ) . يوشع بن نون پيامبر معروف بنى اسرائيل كه الف و لام بر آن داخل شده و « شين » به « سين » تبديل گرديده . ( تفسير نمونه ، ج 9 ، ص 311 - و . . . ) ام ( ا مّ ) موارد استعمال آن در كلام اللّه مجيد : 1 . مادر حقيقى - وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ ( قصص - 7 ) 2 . اصل و پايه - هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ

--> ( 1 ) . در زبان عبرى به معنى بزرگوار من خداست ذكر شده . ( 2 ) . در زبان عبرى به معنى نجات دهنده گفته شده .