محمد يوسف حريرى
386
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
بتواند بدان سبب مصالح خود را دريابد ، و يا نصب دلايل باشد كه بدان حق را از ناحق جدا كند ، يا ارسال رسل و انزال كتب باشد . الف . هدايت تشريعى - يا هدايت خاصه آن است كه به وسيلهء انبياء ( عليهم السلام ) نسبت به بشر انجام گرفته است . يعنى ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام است و خداوند انسان را به وسيلهء آنها به جميع منافع دنيوى و اخروى دلالت مىكند . ب . هدايت تكوينى - يا هدايت عامه آن است كه به وسيلهء عقل و فهم و فكر و وجدان و غرايز انجام مىگيرد ؛ يعنى خداوند يك سلسله عوامل پيشرفت و تكامل در موجودات مختلف جهان آفريده و آنها را به راههاى زندگى و تدبير و ادارهء امور خويش هدايت و رهبرى فرموده و به سوى تكامل مىبرد . ( فرهنگ معارف اسلامى - قاموس قرآن - اطيب البيان ، ص 114 - تفسير نمونه - ج 2 ، ص 26 ) هدايت موصله ( ص ل ) قرآن مجيد . كلام معصوم . هدهد ( ه ه ) وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ ( نمل - 20 ) قرآن هدهد را به عنوان پيك حضرت سليمان عليه السّلام آورده است ، و هدهد نام پرندهاى است كه تاج يا شانه بر سر دارد ( و بعيد نيست كه مراد از كلمهء هدهد در قرآن كبوتر نامهرسان باشد ) . و نكات مستفاد از آيات به اين قرار است كه هدهد با حضرت سليمان عليه السّلام سخن گفته و ما فى الضمير خويش را اظهار داشت . هدهد در رديف لشكريان آن حضرت بوده . هدهد نامهبر و مخبر ايشان بوده . هدهد از قوم سبا به آن حضرت خبر آورد و گفت زنى پر ساز و برگ به آنها حكومت مىكند . آنها آفتاب پرستند و شيطان آنها را فريب داده ( قاموس قرآن - قصص قرآن - معارف و معاريف ) هدى ( ه دا ) ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ( بقره - 2 ) از نامهاى قرآن مجيد به خاطر آنكه در آن راهنمايى به حق است . ( الاتقان ، ج 1 ، ص 182 - آشنايى با علوم قرآن ، ص 48 - تاريخ قرآن ، ص 32 ) هدى ( ه د ) وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ ( بقره - 196 ) قربانى . حيوانى كه در حج براى قربانى ( به مكه ) فرستند . هدى مجموعا هفت بار در قرآن مجيد آمده و همه راجع به قربانى حج و عمره است ( دائرة المعارف فارسى - لغتنامه - فرهنگ نفيسى - قاموس قرآن - لغات قرآن ) هفت آسمان اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ ( طلاق - 11 ) در قرآن كريم مجموعا هشت بار سبع سموات آمده است و هر جا كه سموات سبع آمده مراد ظاهرا طبقات هفتگانهء هواست ( قاموس قرآن ، ذيل سماء ) هفت پير مراد هفت قارى معروف ( قراء سبعه ) مىباشند به اسامى نافع مدنى ، ابن كثير مكى ، ابو عمرو بصرى ، ابن عامر شامى ، عاصم كوفى ، حمزهء كوفى ، كسايى كوفى ( لغتنامه - غياث اللغات - برهان قاطع ) هفت جوان وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ( كهف - 22 )