محمد يوسف حريرى

333

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

( تا 13 ) در سفرى همراه عموى خود به شام رفت . در شهر بصرى ( چند مايلى ) دمشق راهبى ملقب به « بحيرا » با ديدن آثار مجد و عظمت در ايشان از نبوت حضرتش خبر داد . با افزايش سال‌هاى زندگانى جامعه چنان صداقتى از ايشان بديد كه به « امين » معروفش كرد . در 25 سالگى سرپرستى كاروان تجارى حضرت خديجه بنت خويلد را به عهده گرفتند و در همين سن بنا به پيشنهاد اين بانوى باعظمت و با شرافت با وى ازدواج نمودند . زندگى حضرت همچنان در خدمت به جامعه و عبادت پروردگار يكتا مىگذشت و در سى و پنجمين سال عمر ايشان بود كه در تجديد بناى كعبه با دست خود حجر الاسود را در جايش نهادند . آن حضرت كه در همه عمر خداى يگانه را مىپرستيدند هميشه قسمتى از سال را در كوه حرا به اعتكاف و به عبادت مىگذرانيدند تا اين‌كه در چهل سالگى هنگامى كه معتكف بودند به رسالت ( دين اسلام ) مبعوث شدند . ابتدا همسر و پسر عم ده سالهء ايشان حضرت على بن ابى طالب ( كه از آغاز عمر موحد بود و بر بت سجده نكرده بود ) به رسالت آن حضرت ايمان آوردند ، اما دعوت تا 3 سال به‌طور پنهان انجام مىگرفت و در اين مدت عدهء اندكى ايمان يافتند ، تا آن‌كه دعوت آشكار شروع شد . خويشان و مردم دعوت را نه تنها نپذيرفتند بلكه در مقام عناد و لجاج به آزار مسلمين دست زدند و پيامبر اكرم براى رهانيدن مسلمين از آزار كفار در سال پنجم بعثت تعدادى از ايشان را به حبشه فرستاد . هفت سال پس از بعثت قريش يا بنى هاشم كه از حمايت حضرت دست برنمىداشتند قطع رابطه كرد و از آميزش و تجارت و وصلت به آنان و مسلمين خوددارى نمود كه به نقلى تا سه سال به طول انجاميد . حضرت سفرى به طايف نمودند ولى اهالى طايف نيز دعوت اسلام را نپذيرفتند . اما عده‌اى از قبايل اوس و خزرج كه از مدينه براى انجام حج به مكه آمده بودند اسلام آوردند و قوم خود را نيز به اسلام دعوت نمودند و در اين موقع سيزده سال از بعثت گذشته بود و مشركين مكه قصد قتل آن حضرت را نمودند كه حضرت مخفيانه به يثرب ( مدينه ) هجرت فرمودند . ( طبق نقل شب اول ربيع الاول سال چهارم بعثت بيرون آمدند و در دوازدهم ربيع الاول به قبا رسيدند و پس از چند روز اقامت وارد مدينه شدند ) و مسلمين به گرمى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله استقبال نمودند . پنج يا هشت ماه بعد از هجرت به مدينه بين مهاجرين و انصار طرح برادرى افكندند و حضرت امير على عليه السّلام از مهاجرين را به برادرى خود برگزيدند . در سال‌هاى دوم و سوم و پنجم غزوات بدر و احد و خندق اتفاق افتاد و در سال ششم هجرت حضرت با مسلمين به قصد زيارت كعبه به مكه روى آوردند ولى به علت مخالفت مشركين ، در حديبيّه قراردادى تنظيم شد . و از همين سال حضرت با ارسال نامه و رسول شروع به دعوت از دول و ملل اطراف فرمودند . در سال هفتم هجرى غزوهء خيبر رخ داد و در سال هشتم هجرى مكه به علت تخلف مشركين از قرارداد حدبيه فتح گرديد و بت‌ها شكسته شد كعبه بار ديگر به دست پيامبر اكرم پايگاه توحيد گرديد . در سال دهم حضرت حج به جاى آورد و در بازگشت در وادى غدير خم حضرت امير على عليه السّلام را رسما ( و براى چندمين بار ) به جانشينى خود برگزيدند تا اين‌كه در 28 صفر سال يازدهم هجرى در مدينه از دنيا رحلت فرمودند .