محمد يوسف حريرى
301
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
قول ثقيل إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ( مزمل - 4 ) گفتارى گران و سنگين تعبيرى از نوعى وحى بر رسول خدا ( پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 34 ) سخن گران و سنگين يعنى قرآن . و گفتهاند اين سخن گران ، قرآن است كه به وعده و وعيد و حلال و حرام كردن است . اگرچه گران است گرانى آن بر منافقان است ، بر مؤمنان سهل و آسان است . ( فرهنگ لغات قرآن - ج 1 - ص 241 ) قول خدا إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ ( مائده - 110 ) 1 . يا به وسيلهء اراده است . 2 . يا به وسيلهء فهماندن مطلب و الهام و وحى است . 3 . يا به وسيلهء خلق صوت است مثل صدايى كه از درخت بر حضرت موسى عليه السّلام رسيد . ( قاموس قرآن ) قول زور وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ ( حج - 30 ) قول باطل مانند دروغ ، شهادت ناحق ، سخنان لهو و غنا را گفتهاند . قول لين ( ل ىّ ) فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً ( طه - 44 ) - قول نرم . راجع به حضرت موسى عليه السّلام با فرعون است كه به نرمى سخن گويد باشد كه فرعون از خواب غفلت و غرور بيدار و متذكر شود و از خداوند بترسد . قول معروف قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً ( بقره - 263 ) كلامى نيكو يا دعايى نيكو يا وعدهء نيكو ( مجمع البيان ) قوم ابراهيم وَ قَوْمُ إِبْراهِيمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ ( حج - 43 ) مراد قوم حضرت ابراهيم پيامبر عليه السّلام است كه تكذيبش نمودند . قوم تبع ( ت بّ ) أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ ( دخان - 38 ) در قرآن مجيد دوبار ( دخان 38 - ق 14 ) از قوم تبع ياد شده است و چنين برمىآيد كه آنها مردمى طاغى و گناهكار بودند و به زيانكارى و عذاب تهديد شدند و به هلاكت رسيدند . در مورد خود تبع « 1 » ( لقب شاهان يمن از سلسلهء حمير ) مفسرين اختلاف دارند و معلوم نيست كه آن تبع كه خدا از او نام برده در چه عهد و در كدام شهر بودهاند . برخى از مفسرين خود تبع را مؤمن دانسته و قوم او را بت پرست شمردهاند . مطابق با قصص ، تبع از پادشاهان يمن به قصد تخريب كعبه وارد مكه شد ولى به بيمارى لاعلاجى مبتلا شد و حكيمى به نام شامول علت ابتلا را قصد سؤء او به كعبه دانست . تبع پشيمان شد و پيمان بست در صورت بهبود كعبه را محترم دارد و براى آن پوششى تهيه كند و چون شفا يافت پيراهن كعبه را تهيه كرد . ( اعلام قرآن - و . . . ) قوم ثمود ( ث ) قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ ( ابراهيم - 9 ) قومى كه پيامبر خود حضرت صالح عليه السّلام را تكذيب كردند و در سورهء هود ( 95 ) از هلاكت و دور شدن آنها از رحمت خدا شدن سخن رفته است .
--> ( 1 ) . چون از آنها متابعت مىشد و يا چون در پى يكديگر بودند مانند خليفه كه جانشين ديگرى است .