محمد يوسف حريرى
295
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
يا 70 هجرى - متوفى 154 يا 159 هجرى در كوفه ) گويند ايرانى بود و برخى برآنند اصلش عربى بود . قارى بصره . 7 . عبد اللّه بن عامر دمشقى ( متولد 8 يا 21 هجرى - متوفى 118 هجرى ) قارى شام . ( تاريخ جمع قرآن ، ص 328 - بيان ، ص 167 به بعد - پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 374 - و . . . ) قراء سبعهء اول برخى هفت تن از معاريف صحابه را كه در كار ( كتابت و جمعآورى و قرائت و ضبط ) قرآن مىكوشيدند قراء سبعه اول ناميدهاند و آنان عبارتند از : حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام زيد بن ثابت - ابى بن كعب - معاذ بن جبل - ثابت بن زيد - عبادهء انصارى - ابن مسعود ( پژوهشى پيرامون آخرين كتاب الهى ، ج 2 ، ص 86 ) قرّاء شاذّ غير قرّاء سبعهء و قرّاء عشره را قرّاء شاذ ذكر كردهاند . « معروفترين اشخاص به قرائت شاذ ، ابن شنبود ( متوفى در سال 228 ) است پس از آن ابو بكر عطار نحوى است كه فوت او در سال 354 بود » ( اعجاز قرآن ، ص 40 ) قراء عشر ( ع ش ) ده تنى كه برخى آنها را معتبر دانستهاند كه عبارتند از قراء سبعه به اضافهء قراء ثلاثه . قرائى ( ق رّ ) قرائت قرآن . قرآن به قرائت خواندن ( لغتنامه ) قراطيس در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جمله ( - ) نوشت افزار قرآن قرناء ( ق ) سورهاى از قرآن مجيد كه در هر ركعت از نماز خوانده مىشود . ( فرهنگ نفيسى - لغتنامه ) قريب إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ( هود - 61 ) نزديك . نزديك به مردم و دانا به وسوسههاى قلبى مخلوقات . از اسماى حسنى الهى است . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 148 - قاموس قرآن ، ذيل قرب ) قريتين ( ق ى ت ) وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ( زخرف - 31 ) مقصود مكه و طلايف است ( ميقات حج ، ش 7 ، ص 169 ) قريش ( ق ر ) لِإِيلافِ قُرَيْشٍ ( قريش - 1 ) 1 . نام يكى از سورههاى قرآن - سورهء قريش 2 . قريش يكى از قبايل عدنانى عرب كه در حجاز اهميت يافت و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله از تيرهء بنى هاشم از آن ظهور كرد و بيشتر مردان مشهور صدر اسلام نيز بدان متعلق بودند . قريش پيش از ظهور اسلام بر ملكه مسلط شده بودند و توليت خانهء كعبه با ايشان بود ، و در وجه تسميهء آن ميان مورخين اختلاف است . و بنا به اختلاف اقوال نسبت قبيله قريش به قريش نضر بن كنانه ( از اجداد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) مىرسد ، يا قريش از تقريش به معنى مجتمع ساختن مأخوذ است ( و چون قصى بن كلاب جد رسول اللّه افراد قبيله را كه در حدود حجاز پراكنده بودند جمع كرد قبيلهء او بدين نام موسوم شد ) ، يا قريش مشتق از قرش است به معنى