محمد يوسف حريرى
25
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
نمىشود . و در قرآن مجيد در چند مورد سخن از جاودانه بودن در بهشت ( و دوزخ ) است . ابدال نوعى ( - ) وقف ( 1 ) ابرار ( ا ) 1 . نام يكى از سورههاى قرآن مجيد است . - سورهء ابرار 2 . « وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ » ( آل عمران - 198 ) اين واژه چندين بار در قرآن كريم آمده است و به تعبيرات گوناگون از ابرار به عنوان اهل نعيم و بهشت ياد شده است و مفسران در تفسير ابرار و ذكر صفات و ويژگىهاى آنان سخنان گوناگون گفتهاند ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ) ابراهيم 1 . نام يكى از سورههاى قرآن مجيد است . - سورهء ابراهيم . 2 . پيامبرى اولوا العزم است كه قرآن مجيد 68 بار طى 63 آيه در 25 سوره ( بقره ، آل عمران ، نساء ، انعام ، توبه ، هود ، يوسف ، ابراهيم ، حجر ، نحل مريم ، انبياء ، حج ، شعراء ، عنكبوت ، احزاب ، صافات ، ص ، شورى ، زخرف ، ذاريات ، نجم ، حديد ، ممتحنه ، اعلى ) از او نام برده است ، و طى قريب 195 آيهء قرآن مجيد حالات گوناگون آن حضرت از كودكى تا شيخوخيت آمده است و سورهاى نيز در قرآن مستقلا به نام « ابراهيم » اختصاص دارد . در ميان پيامبران الهى آن حضرت مقام و منزلتى بس بزرگ دارد و در سه دين مهم دنيا ( اسلام ، مسيحيت ، يهود ) داراى درجهاى ارجمند بوده و به بزرگى و جلالت قدر شهرت دارد . حضرت ابراهيم عليه السّلام از نوادههاى حضرت نوح پيغمبر عليه السّلام و جد اعلاى بنى اسرائيل و عرب مستعربه و انبياى يهود مىباشند . قرآن مجيد ( در سورهء انعام آيهء 72 ) پدر حضرتش را ظاهرا « آزر » « 1 » بتپرست معرفى مىكند ، اما به دليل موحد بودن پدران پيامبران ، مفسران ( - ) « آزر » را عمو يا پدر مادرى يا پدر خواندهاش مىدانند و نام پدرش را تارخ ( يا تارح يا ترح ) ذكر مىكنند . حضرت ابراهيم عليه السّلام طبق نوشتهها حدود 1700 ( يا 1900 يا 2000 ) سال پيش از ميلاد مسيح عليه السّلام در « اور » از توابع كلده در مشرق بابل ولادت يافت . و نيز به نقل تواريخ هنگام ولادت وى منجمان به « نمرود » خبر از ظهور پسرى دادند كه بتها را بشكند و آيينى ديگر آورد ، لذا نمرود زنان جاسوس در خانهها گمارد تا اگر زنى پسرى زايد طفل را نابود سازند و در نتيجه مادر آن حضرت او را در غار كوهى پنهان كرد و مخفيانه شير داد تا فرزند رشد يافت . آن حضرت از همان كودكى با بت و بتپرستى مخالفت داشت تا اينكه مأموريت يافت با شرك مبارزه كرده مردم را به يكتاپرستى دعوت كند . پس روز عيدى كه مردم از شهر خارج شدند بتها را درهم شكست بجز بت بزرگ را ، و تبر به گردن بت آويخت و چون متهم به تخريب بتها شد اين كار را به بت بزرگ نسبت داد و فرمود شما مىتوانيد از آنها بپرسيد اگر سخن گويند ، و چون نمروديان گفتند اين بتها را نطق و گويايى نيست فرمود آيا غير خدا را پرستش مىنماييد كه نه مىتوانند شما را بهرهاى برسانند و نه زيانى ؟ آنگاه مردم را به يكتا پرستى دعوت نمود اما به فرمان فرمانرواى بابل
--> ( 1 ) . نوشتهاند معنى آن در زبان عبرى « پدر عالى » است . پدر مهربان .