محمد يوسف حريرى
161
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
بار در قرآن مجيد به كار رفته است اشاره به فرشهاى بهشتى دارد . ( دانستنىهايى از قرآن كريم - ش 10 - ص 58 ) رفيع الدرجات رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ ( غافر - 15 ) اين اسم در قرآن يكبار و به عنوان وصف خداوند وارد شده است و در اينجا احتمالاتى است : 1 . كنايه از رفعت شأن و قدرت برتر اوست . 2 . درجات پيامبران و اولياى الهى را در بهشت بالا مىبرد . 3 . بالا برندهء آسمانهاى هفتگانه است كه فرشتگان از آن نقاط عروج مىكنند . 4 . هر موجودى را از يك درجه به درجهء برتر مىبرد . خاك را از درجهء جمادى به درجه نباتى و نبات را به درجهء حيوان و بالأخره به درجهء انسانى مىرساند ( مكتب اسلام ، ش 432 ، ص 8 و 9 ) رق ( ر قّ ) فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ ( طور - 3 ) آنچه بر آن نوشته مىشود مانند كاغذ ، پوست نازك و ظريف . اين واژه يكبار در قرآن كريم آمده و خداى تعالى به كتاب و اوراق آن قسم ياد كرده و اين عظمت و اهميت آنها را مىرساند و به ما مىفهماند كه در اسلام نه تنها دانشمند و دانش طلب بلكه وسائل كار او نيز گرانقدر و قابل توجه و ياد كردنى است . ( نامهء هدايت ، ص 67 ) رقاب ( ر ) وَ فِي الرِّقابِ ( توبه - 6 ) بندگان هستند كه به موجب قرآن يكى از مصارف زكات آزادسازى آنهاست . رقاع ( ر ) در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جمله ( - ) نوشتافزار قرآن رقيب أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ( مائده - 117 ) نگاهبان و پاسدار . حافظ و عالم باعمال از اسماء حسنى خداوند و از اسماء ذات الهى است . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 89 و 144 - قاموس قرآن ) رقيم ( ر ) أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ ( كهف - 8 ) نام شهرى در شام . يا نام وادى كه ميان عقبه و ايله در جنوب شام واقع شده و بعد شهرى در آن اطراف آباد گرديده . رومىها آنجا را پتره يا صخره ناميدند و مركز رفتوآمد كاروانها شد . ( فرهنگ كامل لغات قرآن ) - اصحاب رقيم رقيه - سورهء رقيه ركن قرآن حديث آورده هر چيزى ركنى دارد و ركن قرآن البقره است ( الاتقان ، ج 2 ، ص 487 ) ركوع قرآن چنين بود كه پس از حمد قسمتى از سورههاى قرآن را مىخواندند و هر كجا مطلب تمام مىشد به ركوع مىرفتند ( تاريخ نزول ، ص 90 ) ركوعات قرآن بخشى و گروهى از آيات است كه در يك موضوع آمده و اتحاد مضمونى دارد كه با شروع آن موضوع ركوع آغاز مىگردد و با تغيير و تحول كلام به موضوعى ديگر ختم مىشود ( و پيداست كه شمارهء آيات مندرج در هر ركوع كم و