محمد يوسف حريرى
159
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
قرآن مجيد و به عنوان وصف خداوند آمده است و اسم خاص خداست ( مكتب اسلام ، ش 43 ، ص 8 - نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 146 ) رزاق ( ر ) كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ ( بقره - 60 ) روزى و عطيهاى است كه خداوند بدون عوض و استحقاق مرزوق عنايت كند . رس - اصحاب رس رسل تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ ( بقره - 253 ) مراد از رسل در قرآن اكثرا پيامبران است ( قاموس قرآن ) رسم الخط توقيفى ( ر م ل خ ط ت ) - رسم الخط قرآن رسم الخط عثمانى ( - ع ) - رسم الخط قرآن رسم الخط قرآن ( - ق ) عبارت است از شكل و هيئت و روش نگارش قرآن مجيد ( در صدر اسلام ) . رسم الخط قرآن طبق قواعد زبان عربى است . بنابر نوشتهءها رسم الخط قرآنى يكباره صورت نگرفته است و تا قرن چهارم هجرى تكميل آن ادامه داشته است . دانشمندان روش نگارش قرآن مجيد را كه در زمان عثمان براى كتابت قرآن برگزيده شد « رسم عثمان » و « رسم عثمانى » و « رسم المصحف » ناميدهاند . رسم الخط مصحف عثمانى از قديم مورد توجه دانشمندان بوده و قواعد مرتبى براى روش نگاشتن آن ترتيب داده بودند . بنابر نظرهاى متفاوت : 1 . رسم الخط قرآن عثمانى ، توقيفى است . منظور از توقيفى بودن رسم الخط قرآن آن است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خود چگونگى نوشتن و شكل و هيئت كلمات قرآن مجيد را تعيين كردهاند و سپس ابو بكر و بعد عثمان ، قرآن را به همان رسم الخط نگاشتند و اصحاب و تابعان و تابعين تابعان همان رسم الخط را پذيرفتند و هيچ تغييرى در رسم الخط قرآن داده نشده است ( اگرچه در طول زمان ، خط و قواعد آن به حد كمال خود رسيد است ) . براساس نظر علمائى كه معتقدند رسم الخط قرآن توقيفى است لازم است اين كيفيت محفوظ بماند و دخل و تصرفى در آن جايز نيست . 2 . رسم الخط قرآن عثمانى ، اصطلاحى است . به اعتقاد برخى دانشمندان رسم الخط قرآن اصطلاحى است از صحابه و توقيفى نيست ( منتها در طول تاريخ اسلام همان رسم الخط اوليه حفظ شده ) به اعتقاد گروهى از اينان جوازى براى تغيير آن نيست و به اعتقاد برخى تغيير طبق قواعد رسم الخط بدون اشكال است و به باور برخى لازم است قران طبق قوعد نگارش هر زمان نوشته شود . ( بينات ، ش 14 - ص 124 و 125 و 185 ، تاريخ قرآن ، ص 519 و 525 ، و . . . ) رسم عثمان - رسم الخط قرآن رسم عثمانى - رسم الخط قرآن رسم مصحف - رسم الخط قرآن رسول وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ