محمد يوسف حريرى

131

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

كريم ، ص 128 - تفسير نمونه ، ذيل فصلت و مؤمن ) حم از علائمى است كه در قرآن گذارد به معنى آيه نزد حمصين ( فروغ قرآن ، ص 62 ) حمار عزير ( ح ر ع ز ) وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ به الاغت بنگر ، مىخواهيم تو را براى مردمان عبرتى گردانيم . ( بقره - 259 ) - از تلميحات قرآنى است و در محاورهء عربى براى كسى كه پس از خوارى عزيز شود ، مثل مىزنند ( بينات - ش 6 - ص 82 ) حمالة الحطب وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ( تبت - 4 ) كشندهء هيزم . همسر ابو لهب ( ام جميل بنت حرب بن اميه و خواهر ابو سفيان ) در تفسير او به اين لقب نوشته‌اند : كنايه از شدت بخل اوست كه با آن همه ثروت حاضر به كمك نيازمندان نبود . كنايه از سخن‌چينى اوست . در قيامت بار گناهان زيادى را بر دوش مىكشد . او بوته‌هاى خار را بر دوش مىكشيد و بر سر راه پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله مىريخت تا پاهاى مباركش آزرده شود و اين معنى از همه مناسب‌تر است ( تفسير نمونه ) حمامة المسجد ( ح م ت ل م ج ) كبوتر مسجد لقب عبد الملك بن مروان از آن جهت كه هميشه ملازمت مسجد داشت و قرائت قرآن مىكرد تا اين‌كه طبق نوشته‌ها هنگامى كه در رمضان سال 65 هجرى هنگام قرائت قرآن خبر مرگ پدرش مروان خليفهء اموى و در نتيجه خبر به خلافت رسيدنش را به او دادند ، قرآن را برهم نهاد و گفت : « هذا فراق بينى و بينك » . حم اولى - سورهء حم اولى حم جاثيه - سورهء جاثيه حمد الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( فاتحه - 2 ) 1 . نام ديگر سورهء فاتحه الكتاب ( پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 100 ) 2 . حمد در اصطلاح خاص بيان كبريا و جلال عظمت حق سبحانه و تعالى است . هر حمد و ستايش از هركس دربارهء هركس و هر چيز كه بوده باشد مخصوص خدا و از براى خداست ( معارف و معاريف - قاموس قرآن ) حمد الاولى سورهء فاتحة الكتاب ( پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 100 ) حمد القصرى سورهء فاتحة الكتاب ( پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 100 ) حم دخان ( حاميم ) يا سورهء دخان حم زخرف يا سورهء زخرف حم مؤمن يا سورهء مؤمن حم سجده يا حاميم فصلت چهل و يكمين سورهء قرآن . ( معارف و معاريف ) حم الشريعه ( حامى م شّ ع ) نام ديگر سورهء شورى ( دائرة المعارف فارسى - ذيل شورى )