محمد يوسف حريرى

112

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

جبريل ( ج ) فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ ( تحريم - 4 ) جبريل ( يا جبرئيل و جبرائيل و جبرائل و جبرال و جبرين ) فرشتهء حامل وحى الهى است كه قرآن مجيد در سوره بقره آيات 97 و 98 نيز از او نام برده است . از جبريل در بعضى از آيات قرآن با عناوين ديگرى چون روح ( مجادله - 22 ) روح الامين ( شعراء - 193 ) ، روح القدس ( نحل - 102 ) ، رسول كريم ( تكوير - 19 ) ، شديد القوى ( نجم - 5 ) ياد شده است . مفسرين جبريل را يكى از چهار فرشتهء مقرب شمرده و او را بر ديگر فرشته‌هاى مقرب ( ميكائيل ، اسرافيل ، عزرائيل ) برترى مىدهند . سورهء تكوير صريح است در اين‌كه فرشتهء وحى پيك محترمى است و در نزد خدا مكانت دارد و در ميان ملائك مطاع و پيش خدا امين است ، و نيز صريح است در اين‌كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله او را بالعيان ديده است . طبق روايات ، جبرئيل در غزوهء بدر با فرشتگان به مدد پيامبر اكرم آمد و در معراج همسفر آن حضرت بود ولى در سدرة المنتهى از سير بازماند و پيامبر به تنهايى به سير معراج پرداخت . ( قاموس قرآن - قرآن‌پژوهى ، 565 - و . . . ) جبل القرآن ( ج ب ل ل ق ) كوه حرا را گويند ( آثار اسلامى مكه و مدينه ، ص 49 ) كوهى كه در شمال شرقى مكه قرار دارد و در غار كوچكى از آن كوه به نام حرا ( كه هنوز باقى است ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پيش از بعثت اوقات زيادى را به عبادت پروردگار متعال گذرانيد و در همين غار بود كه جبرئيل بر حضرت ظاهر شد و ابلاغ رسالت كرد . جحد - سورهء جحد جحيم ( ج ) وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ ( مائده - 10 ) آتش‌افروخته ( بسيار مشتعل ) دوزخ . 26 بار در قرآن ذكر گرديده و همه دربارهء آتش آخرت است ( فرهنگ لغات كامل قرآن - قاموس قرآن ) جرائد النخل ( ج ء د نّ ) در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جمله ( - ) نوشت‌افزار قرآن جرى ( ج ر ) در لسان اخبار اصطلاحى است براى تطبيق كلمات قرآن با مصاديقى كه پيش مىآمد . آيه‌اى كه دربارهء شخص يا اشخاص معينى نازل شده به هر موردى كه در صفات و خصوصيات با مورد نزول آيه شريك است سرايت خواهد نمود و اين خاصه همان است كه در عرف روايت بنام جرى ناميده مىشود ، و در بعضى از روايات بطن قرآن يعنى انطباق قرآن را به مواردى كه به واسطهء آن تحليل به وجود آمده از قبيل جرى مىشمارد . ( الميزان ، ج 5 ، ص 142 - قرآن در اسلام ، ص 62 ) جزء ( ج ) يا « جزو » يك قسمت از سى قسمت قرآن مجيد را گويند . قرآن مجيد را به سى بخش مساوى تقسيم كرده‌اند و هر بخش را ( كه يك سىام قرآن است ) جزء گويند . هر جزء نيز به چهار قسمت مساوى تقسيم شده كه هر قسمت را حزب گويند و بنابراين هر حزب يك چهارم جزء يا يك صد و بيستم قرآن است و هر حزب را نيز به چهار ربع تقسيم نموده‌اند .