السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
122
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
حالى كه براى اثبات اين مطلب با دلايل مختلف احتجاج كردهاند . اگر چنين دليلى وجود مىداشت ، نمىتوانيم تصوّر كنيم كه به آن استناد نكرده باشند . قرينهء ديگر ، اين روايت مىباشد كه حاكى از نبودن نام على عليه السّلام در قرآن است : « از ابو بصير روايت شده است كه گفت : از ابو عبد الله عليه السّلام در تفسير اين سخن خداوند عزّوجل را پرسيدم كه مىفرمايد : . . . أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . . . « 1 » ؛ فرمود : دربارهء على بن ابى طالب و حسن و حسين عليهم السّلام نازل شده است . عرض كردم : مردم مىگويند : چرا خداوند عزّوجل على و اهل بيت او را در كتاب خود نام نبرده است ؟ فرمود : به آنان بگو : نماز نيز بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شد ، ولى خداوند نامى از سه يا چهار نماز نبرد ، تا آن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه آن را براى مسلمانان تفسير كرد . زكات نيز بر آن حضرت نازل شد ولى قرآن نام نبرد كه از هر چهل درهم يك درهم . . . » « 2 » . اين حديث بروشنى ، مراد احاديث ديگرى كه شبههء مذكور را آورده بودند ، معلوم كرده ، و بر همهء آن احاديث مقدّم است . زيرا ، در مقام مفسّر آنها قرار مىگيرد ، و ناظر بر موضوع آن احاديث است ، و نام برده نشدن ائمّه عليهم السّلام را در قرآن با صراحت تمام روشن مىكند . دستهء سوم : رواياتى هستند كه بر وقوع زياده و نقيصه در قرآن كريم دلالت دارند ، و حاكى از آناند كه آن شيوهء جمع قرآن باعث گرديد كه بعضى كلمات غريب در قرآن به جاى كلمات قرآنى ديگر نهاده شود . چنان كه در اين دو روايت آمده است : 1 . از حريز از ابو عبد الله عليه السّلام چنين روايت شده است : ( صراط من انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضّالّين ) . 2 . از هشام بن سالم روايت شده است كه گفت : از ابو عبد الله عليه السّلام دربارهء آيهء إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ
--> ( 1 ) نساء / 59 ( 2 ) كافى ، 1 / 286 - 287