السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
118
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
شيوهء دوم : گفتگو دربارهء دلالت اين روايات بر وقوع تحريف در قرآن به معناى وقوع زياده يا نقيصه ؛ كه حتّى اگر سند بعضى از اين روايات صحيح بوده باشد ، يا آن كه اجمالا اطمينان حاصل كنيم كه بعضى از آنها از معصوم عليه السّلام صادر شده باشد ، استدلال به اين روايات بر وقوع تحريف استوار نخواهد بود . براى آن كه اين شيوهء دوم در بررسى شبههء مذكور روشن گردد ، شايسته است كه اين روايات را بر حسب اختلاف مضمون آنها و ادّعاهايى كه مطرح مىكنند و احكامى كه صادر مىكنند ، به چهار دسته تقسيم كنيم : دستهء اوّل : رواياتى هستند كه در آنها « تحريف » به كار رفته است و نسبت تحريف به قرآن داده شده است و به تصريح ، وقوع تحريف در قرآن در آنها مطرح شده است ؛ از جمله : 1 . از ابوذر روايت كردهاند كه گفت : وقتى آيهء يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ . . . « 1 » نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : امّت من روز قيامت بر من وارد مىشوند در حالى كه به پنج گروه تقسيم شدهاند . . . آن گاه گفته است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از يكايك آن گروهها سؤال مىفرمايد كه با ثقلين چه كردهاند ؟ گروه اوّل پاسخ مىدهند : امّا ثقل اكبر را ، كه تحريف كرديم و پشت سرمان افكنديم ؛ و امّا ثقل اصغر را ، كه با آن دشمنى كرديم و كينه ورزيديم و ستم كرديم ؛ و گروه دوم پاسخ مىدهند : امّا ثقل اكبر را ، كه تحريف كرديم و پاره پاره كرديم و مخالفت كرديم ؛ و امّا ثقل اصغر را ، كه با آن دشمنى كرديم و پيكار كرديم . 2 . از جابر جعفى از ابو جعفر عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در منى مردم را فرا خواند و فرمود : « ايها النّاس ، انّى تارك فيكم الثقلين ، ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ، كتاب الله و عترتى و الكعبة و البيت الحرام » ؛ آن گاه ابو جعفر عليه السّلام فرمود : امّا كتاب خدا را كه تحريف كردند ؛ امّا كعبه را كه تخريب كردند ؛ و امّا عترت را ، كه كشتند
--> ( 1 ) آل عمران ، 106