السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
104
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
آغاز كار ، يعنى در اواخر عصر صحابه ، چهارچوب دينى داشته ، سپس در عصر تابعين تحوّل يافته ، و در دورانهاى بعدى نشو و نما كرده ، و تا حدود زيادى بر اسرائيليّات و اخبار جعلى و مطالب تخيّلى كه به دنبال تحقّق بخشيدن برخى اغراض معيّن اجتماعى يا سياسى يا روانى يا فرهنگى بودهاند ، تكيه كرده است . اين حركت داستانسازى ، مسألهاى تازه يا منحصر به تاريخ اسلام نبوده است . در واقع ، يك تمايلى عمومى است كه در دورانهاى مختلف تاريخى ، از گذشته و حال ، ظهور و بروز داشته است . امروزه نيز ، پيوسته شاهد داستانهايى هستيم كه بر حوادث و وقايعى حقيقى تكيه دارند ، امّا با تصاوير و تفاصيل تخيّلى نيز ، فراوان ، درمىآميزند ، و پشتوانهها و جهتگيريها و اغراض اين داستانسازيها و داستانسراييها را از واقعيّت روزمرهء زندگى اجتماعى بشر برمىگيرند . ما ، هر چند تمايل داريم كه در تفسير اين احاديث و روايات به شيوهء اوّل عمل كنيم ؛ امّا ، مانعى نمىبينيم كه اين تفسير دومى را نيز ، به عنوان يك قاعده براى تحليل و مطالعهء تفصيلى و موضوعى اين گونه احاديث و مانند اينها ، مطرح كرده باشيم . از اين گذشته ، احاديث ديگرى داريم كه بر انجام پذيرفتن گردآورى قرآن در عهد پيامبر تصريح دارند ، و سزاوار آن است كه آن احاديث در برابر آن احاديث ياد شده بايستند . « 1 » از جمله اين احاديث ، روايتى است كه جماعتى از حفّاظ و محدّثين ، از جمله ابن ابى شيبة ، احمد بن حنبل ، ترمذى ، نسائى ، ابن حيّان ، حاكم ، بيهقى و ضياء الدين مقدسى ، از ابن عباس آوردهاند كه گفت : « به عثمان بن عفّان گفتم : چه چيز شما را وادار كرد كه سورهء انفال را كه از مثانى است برداشتيد ، سورهء برائت را نيز كه از مئين است برداشتيد ، و آن دو را كنار هم نهاديد ، و سطر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را ميان آن دو ننگاشتيد ، و آن دو را در رديف سبع طوال قرار داديد ، انگيزهء شما براى اين كار چه بود ؟ » عثمان گفت : « در طول عهد رسالت بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و نزول قرآن ، سورههاى
--> ( 1 ) نگاه كنيد به : البيان ، 250 - 252