مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )
64
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )
اكنون رجوع ابن عباس به اهل كتاب و درخواست او را از مسلمانان مبنى بر عدم مراجعه به آنها ، چگونه سازگار بدانيم ؟ حقيقت اين است كه ميان آنچه ابن عباس مىگويد و آنچه انجام داده اختلافى وجود ندارد ؛ زيرا هنگامى كه او به منظور توضيح خواستن به اهل كتاب رجوع مىكند ، مانند مراجعه دانشمندى است كه گوش خود را براى آنچه گفته مىشود عاريه مىدهد ، آنگاه خرد و انديشه خويش را در آنچه شنيده به كار مىگيرد و با كنار زدن مطالب ساختگى و دور از واقعيّت مطلب درس را برمىگزيند . او با اين سخن خود : « علوم بيش از آنند كه بتوانيد بر آنها احاطه پيدا كنيد ، پس بكوشيد بهترين آنها را فراگيريد » پايه و اساس گزينش علم را گذاشته است . محمد بن مصعب براى ابن عباس چنين سروده است : ما أكثر العلم و ما أوسعه * من ذا الّذى يقدر أن يجمعه « علوم چه بسيار و گستردهاند ، چه كسى قادر به جمعآورى آنهاست . » إن كنت لابدّ له طالبا * محاولا فالتمس أنفعه « 1 » « اگر به ناچار درپى آن باشى . پس در جستجوى سودمندترين آن باش » . بلكه مىتوان گفت كه جايگاه ابن عباس در نظر اهل كتاب ، به او عزّت دينى مىدهد و وى را داراى كرامت نفس و سخاوتمند در دانش خويش ، معرفى مىكند . روايت شده ، مردى براى ابن عباس خبر آورد كه كعب الاحبار بر اين باور است كه خورشيد و ماه را در روز قيامت بسان دو گاو پىشده مىآورند و در آتش مىافكنند . ابن عباس خشمگين شد و گفت : كعب الاحبار دروغ گفته است و آن را سه بار تكرار كرد و حتى افزود : اين عقيده مربوط به دين يهود است و او مىخواهد آن را در اعتقادات اسلام وارد سازد . « 2 » پس از آن كعب از ابن عباس معذرتخواهى كرد و پوزش طلبيد . « 3 » نيز از همين قبيل است روايتى كه مىگويد : در محضر ابن عباس سخن از ظلم به ميان آمد ، كعب گفت : من در كتاب خداوند نيافتهام كه ستم ، خانهها را خراب مىكند . ابن
--> ( 1 ) - جامع بيان العلم و فضله ، ج 1 ، ص 106 . ( 2 ) - ثعلبى ، العرائس ، ص 18 . ( 3 ) - همان مأخذ ، ص 24 .