مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

36

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

واژه‌ها را عرب با زبان خود هماهنگ ساخته و به آنها شناسنامه زبان عربى داده و بدين سان اين واژه‌ها به واژه‌هاى عربى تبديل شده است . از اين گذشته ، در قرآن واژه‌هايى وجود دارد كه با معانى مختلفى به كار مىرود يا واژه‌هايى هست كه به معنايى جدا از آن معنايى كه معمولا در آن به كار مىرفته ، آمده است . در همهء اين موارد هرگاه مردم خواهان تفسير آنها بودند به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله رجوع مىكردند و آن حضرت آنان را تشويق مىفرمود تا الفاظ قرآن را همان‌گونه كه وى بازگو مىكند بشناسند . بيهقى در حديث مرفوعى از ابو هريره نقل كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « قرآن را با اعراب بخوانيد و در جستجوى غرائب آن باشيد . » وى نظير اين خبر را در حديث موقوفى از عمرو بن مسعود نيز نقل كرده است . همچنين بيهقى در حديث مرفوعى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده است كه فرمود : « هركس قرآن بخواند و آن را اعراب دهد در برابر هر حرفى براى او بيست حسنه خواهد بود و كسى كه آن را بدون اعراب بخواند برابر هر حرفى ده حسنه برايش خواهد بود . » سيوطى مىگويد : « منظور از اعراب دادن قرآن ، درك معانى واژگان آن است . » از أبو سلمة بن عبد الرّحمن روايت شده كه گفت : مردى نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىآمد و مسائلى را از وى مىپرسيد . و چون از معناى « كلالة » پرسيد ، حضرت فرمود : « آيا نشنيده‌اى آيه‌اى را كه در تابستان نازل شد ؟ » : يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ « 1 » ، « از تو ( درباره ارث خواهران و برادران ) سؤال مىكنند ، بگو : خداوند حكم كلاله ( خواهر و برادر ) را براى شما بيان مىكند . » پس در صورتى كه ميّت فرزند يا پدرى از خود باقى نگذارد برادر و خواهرش از او ارث مىبرند .

--> بودند و به زبان سريانى كه لهجه‌اى از آرامى است تكلم مىكردند و آثار مهمّى به اين زبان پيش از پيدايش دين مسيح و بعد آن باقىمانده كه از جمله ترجمه و تفسير تورات است . مانى هم كتابهاى خود را به زبان سريانى نوشته است . هنوز هم لهجهء سريانى در بعضى از كشورهاى عربى زبان وجود دارد . آشوريها و كلدانىهاى عراق ، سوريه ، تركيه و ايران به اين لهجه تكلم مىكنند ، لهجهء سريانى نو با لغت عربى و فارسى و تركى آميخته شده است . فرهنگ عميد . م . ( 1 ) - نساء / 176 .