مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

33

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ « 1 » ، « از تو درباره جنگ كردن در ماه حرام سؤال مىكنند ، بگو : جنگ در آن گناه بزرگى است » وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ . . . « 2 » « از تو درباره زنان سؤال مىكنند ، بگو : خداوند دراين زمينه به شما پاسخ مىدهد . » [ شيوهء قرآنى در تفهيم و تفسير آيات قرآن را مىتوان به صورت زير بيان كرد ] : الف - اگر ما شيوه‌هاى تفسيرى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله را بررسى و دنبال كنيم ، در مىيابيم كه آن حضرت معناى واژه‌هاى نامفهومى را كه در قرآن وجود داشت ، بيان مىفرمود . از ابن عباس نقل شده كه گفت : مردى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله پرسيد : منظور از « مقتسمين » در آيهء : كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ كيانند ؟ فرمود : يهود و نصارى . سپس پرسيد : مقصود از « عضين » در آيهء : الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ چيست ؟ فرمود : كسانى كه به بخشى از قرآن ايمان آورده و به بخشى ديگر كفر ورزيدند . آن حضرت آيهء كريمه : هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ را با سخن خود اين‌گونه تفسير فرمود : هل جزاء من أنعمت عليه بالتّوحيد إلّا الجنّة : « آيا جز بهشت ، پاداش كسى است كه نعمت توحيد را به او ارزانى داشته‌اى ؟ » ب - رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مفاهيم قرآنى را توضيح مىداد و آن را قابل درك مىساخت ، زيرا قرآن همانند هر اثر ادبى ديگر در خور فهم مردم است ، ليكن هركسى به ميزان درك و عقل خود ، آن را مىفهمد و هرچه فصاحت ( و بلاغت ) و اندرونهء يك اثر ادبى بيشتر باشد ، ميزان تفاوت مردم در مقدار دركشان از آن پردامنه‌تر است و اين خدشه‌اى بر قرآن وارد نمىكند ، مادام كه مفاهيم آن روشن باشد و بخشى از قرآن بخشى ديگر را تفسير كند كه : وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً « 3 » ، « و اگر قرآن از جانب غير خدا بود ؛ اختلافات فراوانى در آن مىيافتند » و نيز مادام كه عواطف و فطرت عقلى سالم را مخاطب خويش بداند و مردم با رشد عقلى متفاوتى آفريده شده باشند و حتى درجات فكرى يك فرد در روزهاى گوناگون عمرش متفاوت باشد . روايت شده كه

--> ( 1 ) - بقره / 217 . ( 2 ) - نساء / 127 . ( 3 ) - نساء / 82 .