مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

21

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

گرفت ، حركت اصلى او در چهارچوب تفسير روايى بود . طبرى از مفسران روايى حمايت مىكرد و اصالت مكتب تفسير لغوى و مكتب تفسير خردگرايى را به باد انتقاد مىگرفت . لازم است دربارهء مكتبهاى لغوى ، خردگرايى و روايى ، تأمّلى بيش از گذشته داشته باشيم ، زيرا مجال سخن گفتن دربارهء آنها فراهم و بررسى بسيارى از ابعاد آنها به كوشش و بينش نيازمند است . شايسته است به اين نكته اشاره كنيم كه در بررسى شيوهء مفسران ، كوشيديم ميان شيوهء تفسيرى و شخصيت مفسّر ارتباط برقرار سازيم . چه ، يقين داريم كه اگر كار شخص ، كارى اصيل و ريشه‌دار باشد ، نه تنها بازتاب تمامى ابعاد شخصيت او ، كه بازتاب چهرهء تمامى دوران اوست . بدين‌ترتيب ، درمىيابيم كه تفسير مفسران ، افزون بر ارائه شخصيت مؤلف ، بازتاب تمدن عصر آنان است . در بررسى هر شيوهء تفسيرى كوشيدم كه مقدار درك و فهم صاحب اين شيوه را از متن قرآن ، روشن سازم ، زيرا فهميدم متن قرآن ، گامى است براى رسيدن به قلّهء درك لطايف قرآنى . به استثناى آنچه ضرورت پژوهش ايجاب مىكند كه به‌طور گذرا ديدگاه زجاج در قرن چهارم را كه اوج مكتب لغويون است - هرچند قسمت بزرگى از حيات او به قرن سوم نسبت داده مىشود - و ديدگاه سيد مرتضى را ( ت 436 ه ) - كه به روشنى از مكتب خردگرايى در تفسير سخن گفته است - به عنوان پيش‌درآمدى براى كاوش ديدگاه جاحظ بررسيم ، زمان قسمتهاى ديگر اين پژوهش از قرن سوم فراتر نمىرود و حتى طبرى هم تفسيرش را پيش از آغاز قرن چهارم به انجام رسانيد . بنابراين ، سخن اين كتاب ، پيرامون شيوه‌هاى تفسيرى قرآن تا قرن سوم دور مىزند . وانگهى اين پژوهش - شيوه‌هاى تفسيرى - مرحله‌اى است كه ما در آن ، با كوشش