مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

13

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

با مطالعهء اين منقولات پىمىبريم كه جاحظ اساس علم بلاغت را بنا نهاده و بيشتر مندرجات كتب بلاغت و حتى اصطلاحات رايج اين علم در سخنان جاحظ وجود دارد . در فصل دوم ، روش نقد حديث جاحظ را بيان مىكند و از اين راه به سعهء معلومات جاحظ در علومى عقلى و نقلى و ادبى و لغوى پىمىبريم . در ديدگاه جاحظ دربارهء لفظ و معنى و نيز رابطه اين دو باهم ، اصطلاحات بديعى آمده است . مؤلف ، در باب پنجم به كتب تفسير نقلى و پيشواى اين مكتب ، ابن جرير طبرى پرداخته و در اين خصوص داد سخن داده است . از خلال اين بحثها به چند نتيجه مىرسيم : اولا اينكه مسلمانان چقدر براى فهم قرآن ، قرائت قرآن ، دفاع از قرآن و شناخت قرآن و حديث ، مايه گذاشته‌اند ؟ ثانيا تفسير قرآن يكى از بزرگترين علوم اسلامى بوده و حتى پيش از علوم ديگر از قبيل فقه ، كلام و علوم حديث شكل گرفته است . ثالثا تأثير قرآن در همهء آن علوم ، به خصوص در تكامل علم كلام و علوم ادبى از جمله علم لغت و بلاغت ، آشكار مىگردد . رابعا اين حقيقت روشن مىشود كه علم تفسير قرآن ، از مباحث علوم گوناگون به خصوص علوم ادبى و حديثى و عقلى مايه گرفته و هم سبب پيدايش و تكامل اين علوم گرديده است . خامسا علماى علم تفسير از مذاهب مختلف اهل سنت و شيعه و از مسلكهاى گوناگون بوده‌اند و كوشش همهء آنها در خدمت به كتاب خدا مشكور است و هيچ مذهب و مسلكى حق ندارد تنها خود را اهل تفسير بداند و ديگران را نفى كند . سادسا در كتابهاى تفسيرى قرن دوم و سوم و چهارم مطالبى يافت مىشود كه هنوز هم در زمينهء لغت و كلام و جز اين دو علم ، قابل استفاده است . سابعا بحث روشهاى تفسيرى به اين چهار قرن اختصاص ندارد بلكه در قرنهاى پس از آن تا زمان ما جريان دارد و بعدا هم جريان خواهد داشت ، زيرا قرآن كتاب همه زمانها است .