پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

80

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

شبانهء پيغمبر ( ص ) در بيت‌المقدس است ، مقاتل گفتگوى محمد ( ص ) با ام‌ّهانى را نقل‌مىكند كه در آن پيغمبر ( ص ) او را از « واقعهء خارق العاده‌اى » كه هنگام شب برايش روى داده‌است آگاه‌مىكند : بين نماز عصر و نماز صبح كه هر دو را در مكّه گزارده ، نماز ديگرى را هم در بيت‌المقدّس به‌جاى آورده‌است . و چون ام‌ّهانى تعجب‌مىكند ، محمّد ( ص ) واقعه‌اى را براى او حكايت‌مىكند كه بسيار مشهور است : جبرئيل او را سوار بر مركبى به بيت المقدّس برده است ؛ در آنجا محمّد ( ص ) با پيغمبران ديگر نماز گزارده و با عيسى و موسى و ابراهيم ( ع ) و دجّال ديدار كرده‌است . « 79 » محمد ( ص ) از خانهء ام‌ّهانى به مسجد مىرود و سفر شبانهء خود به بيت‌المقدّس را براى مردم قريش بازمىگويد ، زيرا براى او اين آيتى از رسالت الهى اوست « 80 » : سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا : پاك است آن خدايى كه بنده‌اش را به شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برد ، كه ما پيرامونش را بركت داديم تا بعضى از آيات خود را به او بنماييم ( اسراء ، 1 ) . فرضيه‌اى عنوان شده‌است كه مىگويد مسجدالاقصى براى معاصران حضرت محمّد ( ص ) نام محرابى آسمانى بوده‌است ، و تنها در زمان امويان بود كه به دلايل سياسى اين نام را بر بيت‌المقدّس اطلاق‌كردند . اگر اين فرضيّه درست باشد چگونه مىتوانيم شور و هيجانى را كه نام بيت‌المقدّس در روح مقاتل برمىانگيزد توجيه‌كنيم ، چه او نمىبايستى همدلى خاصّى با امويان داشته باشد . شهرى كه خدا « پيرامونش را بركت داده است » ، در تأمّل مقاتل ، مركز فعل خدا در اين جهان است : همهء وقايع بزرگ تاريخ ، از خلقت تا آخرت ، در بيت المقدّس روى داده‌است يا روى خواهدداد . در آنجاست كه دعوت پيامبرى ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) واقع شده‌است ، پس بايد محمّد ( ص ) نيز از مكّه به بيت المقدس برده‌شود . و تنها از بيت‌المقدّس است كه او ، در مرحلهء دوّم سفر خود ( كه مقاتل اشاره‌اى به آن نمىكند ، ولى در روايات به فراوانى از آن سخن‌گفته‌مىشود ) به آسمان خواهد رفت . ج . وقايع مربوط به اخرويّات چون سفر شبانهء پيغمبر ( ص ) عروج به آسمان و در پى آن ديدار با خداست ، اين سفر متعلق به امور اخروى ( evenement seschatologiques ) است كه ما ، در پايان بحث حاضر دربارهء عناصر نمادى يا گرايشهاى استعارى در تفسيرهاى اسلامى نخستين ، بايد سخنى هم دربارهء آنها

--> ( 79 ) . نگاه كنيد به مقالهء « معراج » در دايرة المعارف اسلام . ( 80 ) . اسنوك ( Snouck ) به ماسينيون خاطرنشان مىكند كه معراج به عنوان رؤيت « فقط مىتوانست براى مؤمنان آيتى و دليلى باشد » ( مصائب ، ص 846 ، يادداشت 6 ) . در شرح مقاتل صريحا اشاره‌اى به رؤيت نشده است .