پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
72
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
است ، در حالى كه شقّ اخير نيز نوعى وحى است . « 66 » دربارهء واقعهءسوم زندگىموسى - يعنى ملاقات و سفرش با مردى اسرارآميز و ناشناس ( كهف ، 60 تا 82 ) - هم مسلمانان و هم شرقشناسان سخنان بسيار نوشتهاند . براى فهم نخستين عناصر اين داستان اسطورهاى ، در تفكّر اسلامى ، داستانى كه منشأ همهء داستانهايى است كه بعدا دربارهء سفرهاى عرفانى ، همراه با راهنمايى روحانى ، نوشتهشدهاست ، بهتر است به سرچشمههاى آن بازگرديم . مقاتل در تفسير خود مخصوصا در انديشهء تعيين جايهاى اين سفر و توضيح انگيزههاى آن است . در حقيقت متن قرآنى با اين سخن سخت و رازآميز موسى آغازمىشود : وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً : و هنگامى كه موسى به شاگرد خود گفت : من تا به ملتقاى دو دريا نرسم از رفتن نمىآسايم ، حتى اگر ناگزير باشم كه سالها راهبروم ( كهف ، 60 ) . مقاتل اين سخن را در متن تاريخى آن جاىمىدهد و چنين تفسيرمىكند : « وقتى كه موسى همهء محتواى تورات را فراگرفت - و تورات توضيح همهچيز را دربرداشت - مردى از ميان بنىاسرائيل از او پرسيد : آيا در روى زمين كسى هست كه داناتر از تو باشد ؟ موسى پاسخ داد : نه ، هيچ يك از بندگان خدا در روى زمين داناتر از من نيست ! « 67 » آنگاه خدا به موسى وحى كرد كه يكى از بندگانش ، كه ساكن جزاير دريا و موسوم به خضر است ، داناتر از اوست ؛ پس موسى به جستجوى او برآمد . و امّا خضر پسر عاميل ، از نژاد اسرائيل بود . او را اليشع مىناميدند ، زيرا دانشش « به وسعت » شش آسمان و شش زمين بود . « 68 » بنابراين ، او دو نام داشت و شايان ذكر است كه نام دوّم او نشان دهندهء دانش اوست و ما را بر آن مىدارد كه او را با يكى از انبياء اسرائيل ، يعنى اليشع ( و نه ايليّا يا الياهوء چنان كه بعدا خواهند گفت ) ، يكسان بدانيم . در مورد نام اوّل او توضيحى داده نمىشود ، زيرا كه اين نام دقيقا عين ذات اين شخصيّت و حاكى از نقش اسرار آميز اوست . اين شخصيت در « مجمع البحرين » ساكن است ، در آنجا دو رود رسّ و كرّ در آن سوى سرزمين آذربايجان به هم مىپيوندند و به دريا مىريزند . موسى از خدا مىپرسد كه چگونه
--> ( 66 ) . كلام اسلامى در دورههاى بعد تمايز ميان وحى و « كلام من وراء حجاب » را حفظمىكند . ابن تيميه توضيح مىدهد كه اين طريقهء اخير ، يعنى شنيدن سخن خدا از وراء پرده خاصّ موسى است ، زيرا او سخن گفتن خدا با او را مستقيما شنيده است ، درحالىكه پيامبران ديگر سخن خدا را از طريق « ايحاء » دريافت كردهاند ، به اين معنى كه خدا با آنها يا در خواب يا با واسطهء فرشتهاى ارتباط گرفته است . نگاه كنيد به ابن تيميّه ، « رسالة بعلبكيّة » در مجموعات الرسائل ( قاهره ، 1328 ) ، ص 403 - 402 . ( 67 ) . همچنين نگاه كنيد به بخارى ، ترجمهء فرانسه ، جلد دوم ، ص 498 . ( 68 ) . در اينجا نوعى بازى با كلمات مىبينيم : دو كلمهء « اليشع » و « وسع » از يك ريشهاند : ريشهء وسع .