پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
68
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
تجربهء مذهبى به عنوان آغاز برقرارى ارتباط با خدا كرده است ، به وجهى كه ، چندى بعد ، موسى در نزد صوفيان به صورت نخستين نمونهء عارفى درمىآيد كه به ورود در سرّ خدا فراخوانده شدهاست . قرآن ميان تجربهء سمعى و تجربهء بصرى فرقى بسيار آشكار مىنهد . اين فرق در جهتگيرى تحليلهايى كه صوفيان از تجارب خود مىكنند قطعيت مىيابد : خدا را مىتوان شنيد ، ولى نمىتوان ديد . و اينجا مسألهاى پيش مىآيد كه متكلّمان و صوفيان پيوسته بر سر آن بازگشتهاند : آيا خدا در ذات خود ناديدنى است ، يا تنها در اين جهان است كه انسان نمىتواند او را ببيند ؟ شهود قاطعى هم كه اسلام از ارزش روحالقدسى كلام خدا دارد از همين جا نشأت مىيابد . در تفسير آيهء 75 سورهء بقره ( أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ) است كه مقاتل نخستين بار تجربهء مذهبى شنيدن كلام خدا را توصيف مىكند ، و براى اين كار به اطلاعات تورات مراجعه مىكند و آنها را به شيوهء معمول خود كه در بالا از آن سخن گفتيم در تفسير خود مىآورد . قرآن دربارهء يهوديان مىگويد « كه گروهى از آنان كلام خدا را مىشنيدند ، و سپس ، با آنكه آن را درمىيافتند ، تحريفش مىكردند » ( همچنين نگاه كنيد به آيهء 153 سورهء نساء ) . مقاتل توضيح مىدهد كه اين گروه عبارتند از هفتاد تن برگزيدهء موسى كه روزى به او گفتند : أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً : خدا را رودررو به ما بنماى ( نساء ، 153 ) ، ولى خدا اين توقّع آنها را با مرگ كيفر داد ، و اين نشانمىدهد كه رؤيت خدا خواستى است بيرون از حدّ آدمى ، زيرا صرف آرزوى ديدار خدا مستوجب كيفر مرگ است . موسى چون تنها و بىمشاور شد ، تضرعكنان به درگاه خدا گريست و خدا آنها را به زندگى بازگرداند . آن گاه آن هفتاد تن از كيفر خود عبرت گرفتند و به موسى گفتند : « ما اكنون دريافتيم كه تو پروردگارت را نديدهاى و تنها نداى او را شنيدهاى : پس نداى او را به ما بشنوان . » موسى پاسخ داد : « اين كار ممكن است » و رو به درگاه خدا آورد و گفت : « پروردگارا ، اين بندگانت ، فرزندان اسرائيل ، مىخواهند كه كلام تو را بشنوند . » همان گونه كه در تورات آمده است ، خدا به موسى پاسخ داد : « هر كه مىخواهد كلام مرا بشنود ، بايد سه روز به زنان نزديكى نكند ، روز سوم خود را بشويد و رخت نو بپوشد ، سپس نزديك كوه بيايد تا كلام مرا بشنود . » چون آنها نزديك كوه رسيدند ، موسى به آنها چنين سفارشكرد : « وقتى كه ديديد ابر غليظ فرودمىآيد ، وقتى كه نورى را مشاهدهكرديد و صدايى شنيديد ، در برابر پروردگارتان سجدهكنيد و دقتكنيد تا دريابيد كه فرمانهاى او چيست . » آنگاه ابر غليظ آمد و ميان آنها و موسى ايستاد ، آنها نورى ديدند و صدايى مانند صداى شيپور شنيدند . مىگفت : « منم پروردگار