پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

65

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

ظلمات ، پشت كوهى كه خورشيد در آن غروب مىكند ، افكنده شدند ؛ به جاى آنها ابليس و لشكريانش در زمين سكنى گزيدند ، آن را از آلودگيها پاك كردند و مدتى از زمان خداى را پرستيدند . خداوند چون خواست آدم را بيافريند ، چنان كه در قرآن آمده است ، قصد خود را بر اين فرشتگان چنين آشكار كرد كه إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ( بقره ، 30 ) . امّا اين سخن ابليس و پيروانش را خوش نيامد ، زيرا آنها تن آسان‌ترين فرشتگان بودند و نمىخواستند زمين را ، كه در آن تكاليف دينيشان سبك‌تر از تكاليفى بود كه در آسمان بر عهده داشتند ، ترك گويند . ولى خدا به جبرئيل فرمود تا گلى برايش بياورد ، و جبرئيل فرود آمد و از زير خانهء كعبه « 58 » خاكى به رنگ سفيد و سرخ و سياه برداشت و آن را به آب آغشت و گذاشت تا يكچند بماند ، به قسمى كه روى آن خاكى گرم شد و زير آن خاكى سوزان . خدا آدم را با اين گل آفريد ، كه تركيبش ، به قول مقاتل ، نشان مىدهد كه چرا اعقاب آدم بعضى سفيدند ، بعضى سرخ و بعضى سياه . همچنين ، بنابرحديثى ، از خاك گرم اعقاب دست راست ، يعنى برگزيدگان پديد آمدند ، و از خاك سوزان اعقاب دست چپ يا رانده‌شدگان از درگاه خدا . روشن است كه اين دو انديشهء اخير منشأ داستان خيالى دربارهء آفرينش جسم آدم است . وجدان اسلامى ، براى توجيه تنوّع نژادها از يك سو ، و سرنوشت متفاوت كسانى كه از به دو تولّد برگزيده يا رانده شده گفته شده‌اند از سوى ديگر ، به استعاره‌هايى اسطوره‌اى توسّل مىجويد كه مىتوان در آنها تذكارهايى از تعاليم مسيحى دربارهء گناه نخستين را مشاهده كرد . اسلام ، حتى با آنكه قرآن ذكر واقعهء سقوط آدم را مىآورد ، مع الوصف ، از جهت اعتقادى ، انديشهء گناه نخستين را به عنوان مبدأ تعيين سرنوشت آدمى قبول ندارد . ولى از طريق حكم ازلى مبنى بر برگزيدن بعضى بر بعضى ديگر و براى توجيه اين حكم متوسّل به استعاراتى مىشود كه مسئوليت انسان اوليه را در سرنوشت آيندگان در خود نهفته‌دارد . ما قبلا به نماد ذرّاتى كه از پهلوى آدم خارج مىشوند و به وحدانيّت خداوند گواهى مىدهند اشاره كرديم . اين استعارات متفاوت نشانهء وجود جريانات متفاوتى در روايات است كه در نزد مفسران با يكديگر تلاقى مىيابند : جريانى طبيعى مذهبانه ( naturiste ) كه ارتباط آدم با فرزندانش را در مساحتى صرفا زيست شناختى جاىمىدهد ، و جريانى مذهبى كه اصل اشتراك سرنوشت آدم و اعقابش را در شهادت يا اعلان ايمان ( professiondefoi ) مىداند نفخهء روح در جسم آدم نيز موجب پديد آمدن داستانى اسطوره‌اى شده است كه مقاتل

--> ( 58 ) . زيرا كعبه مركز يا « ناف » جهان دانسته شده است . مىدانيم كه در هگادا ( haggada ) ( اساطير ) يهودى ، گل آدم از خاكى برداشته از محل آيندهء عبادت واقع در كوه صهيون ، كه آن نيز مركز زمين دانسته شده ، سرشته شده‌است . نگاه كنيد به : Scholem , LaKabba leetsasymbolique , p . 181 .