پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

59

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

متن ديگرى ، قرآن و مفسّر آن توصيفى از آنچه « در دل مردان و زنان مؤمن هست » با مراجعه به استعارات طبيعت ، كه خدا به صورت « مثلها » يى ذكر مىفرمايد ، به دست مىدهند . در اين متن قرآن مىفرمايد : أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ . . . وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ : آيا نديده‌اى كه خدا چگونه مثل زد ؟ سخن پاك چون درختى پاك است كه ريشه‌اش در زمين استوار و شاخه‌هايش در آسمان است . . . و مثل سخن ناپاك چون درختى ناپاك است ، كه ريشه در زمين ندارد و بر پا نتواند ماند ( ابراهيم ، 24 ، 26 ) . مقاتل توضيح مىدهد كه اين « كلمهء طيّبه » كلمهء توحيد يا كلمهء شهادت است كه او آن را كلمهء « اخلاص » نيز مىنامد . همچنانكه درخت ، يعنى نخل ، ريشهء استوار در زمين و سر به آسمان دارد ، همچنان نيز كلمهء اخلاص در دل مؤمنان استوار است ، و وقتى كه مؤمن كلمهء اخلاص را بر زبان مىآورد ، اين كلمه تا آسمان مىرود . كلمهء اخلاص پاكترين كلمات است ، درست مانند نخل كه در قد و قامت و شيرينى ميوه‌اش بهترين درختان است ، به عكس ، « كلمهء خبيثه » ، يعنى دعوت به كفر ، همانند « شجرهء خبيثه » يا درخت ناپاك ، يعنى حنظل ، است كه ريشه‌هايش در سطح زمين و ميوه‌اش تلخ است . كافر نيز ، مانند حنظل تلخ و بىثمر ، تهى از خير است ، و اقوال و اعمالش كه به آسمان نمىرود همه بىثمر است . من اين بررسى سريع را با متنى كه ، در زمينهء نمادهاى كيهانى و تناظر مذهبى آنها ، قرائت سوم يعنى قرائت نمادى مقاتل را به خوبى نشان‌مىدهد ، به پايان مىبرم . در اين متن سخن از تدبيرى است كه شيطان براى تهديد انسانها به كار مىبرد : ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ . . . : آن گاه از پيش و از پس و از چپ و از راست بر آنها مىتازم ( اعراف ، 17 ) . مقاتل آن را چنين تفسير مىكند : لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ ، از پيش ، يعنى از جانب ابديت ، بر آنها مىتازم ، به اين معنى كه انكار قيامت و بهشت و دوزخ را در چشمشان زيبا مىگردانم ؛ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ ، يعنى از جانب اين جهان : من اين جهان را در نظرشان زيبا مىنمايانم ، ميل به آن را در دلشان برمىانگيزم ، آنها در آن هيچ حقى را رعايت نخواهند كرد ؛ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ ، يعنى از جانب دينشان : اگر در راه راست‌اند ، راه را مبهم خواهم كرد تا در آن ترديد كنند ، و اگر در گمراهىاند آن را در نظرشان جذّاب جلوه خواهم داد ؛ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ ، يعنى از جانب انفعالات و لذّات ناشى از نافرمانى كه من آن را در چشمان ايشان مطلوب خواهم گردانيد . » مقاتل در اين تفسير به صورت پيشگام صوفيه جلوه مىكند ، زيرا پس از او صوفيّه متن تفسير او را بيش و كم عينا تكرار مىكنند . تنها شبلى سخنى بر آن مىافزايد كه مىتوان گفت اين نماد فضايى را تكميل مىكند : « شيطان چيزى دربارهء « از بالا » و « از پايين » نمىگويد ، زيرا « بالا » جايى است كه از آن ملك بر دل عارفان مىنگرد و « پايين » جايى است كه عارفان او را مىپرستند . از اين