پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
47
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
زود اهمّيّت اعتقادى مفهوم ميثاق را دريافته و در كنه غناى آن انديشيدهاند . با اين همه ، در طى قرون بعد ، اين انديشيدن معنى آن را توسعه خواهدداد ، تا آنجاكه هستهء اوّليّه در تدقيقات مفرط ما بعد طبيعى گم خواهد شد و پيوند آن با متن قرآنى رفته رفته سستى خواهد گرفت . كربن به اين توسّعات فلسفى اشارهمىكند ، آنجا كه مىنويسد : « ذهن مذهبى در اسلام متمركز بر ، نه يك امر تاريخى ، بلكه يك امر « متا تاريخى » ( meta - historique ) است ( كه البتّه مقصود از آن ما بعد تاريخى نيست ، بلكه ماوراء تاريخى است ) . اين امر اصلى و اساسى ، كه پيش از تاريخ تجربى ما واقع شده است ، پرسش الهى از نفوس بشرى در عالم ذر است كه : أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ( اعراف ، 172 ) . » « 40 » ببينيم تفسير اسلامى اوّليه اين پرسش الهى را به چه معنايى دريافته است ؟ مقاتل به ما در پاسخ دادن به اين سؤال يارى مىكند . در دو جا انديشهء خود را به تفصيل بيان مىكند كه با اختصار عادى او ، هنگامى كه سخن از ملاحظات اعتقادى است ، مغايرت دارد . نخست دربارهء آيهء 7 سورهء مائده است كه مىفرمايد : وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا مقاتل چنين اظهار نظر مىكند كه اين « ميثاق » « اسلام » است و « روزى » بسته شده است « كه شما با گفتن « سمعنا و اطعنا » متعهد معرفت به خدا و ربوبيّت او شدهايد » . سپس مقاتل مىافزايد : « خدا « نخستين » ميثاق را با بندگانش وقتى بست كه آنها را « آفريد » و از پشت آدم بيرون آورد . به همين سبب است كه خدا مىفرمايد : وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ : « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » قالُوا بَلى شَهِدْنا ( اعراف ، 172 ) . آن كس از ميان آنها كه به سنّ تكليف مىرسد و ايمان خود را به خدا و آيات و صحف و فرستادگان و كتاب و فرشتگان او و بهشت و دوزخ و اعتقاد به حلال و حرام و امر معروف و نهى منكر نشان مىدهد ، اگر به عهد خود وفادار بماند خدا نيز وفادار خواهد ماند و به او بهشت عطا خواهد كرد . آن گاه مقاتل نتيجه مىگيرد كه بنابراين دو ميثاق در كار است : « ميثاق ايمان به خدا و ميثاق عمل به احكام خدا . » اين دو ميثاق ، يكى با « بلى شهدنا » بسته شده است ، و ديگرى با « سَمِعْنا وَ أَطَعْنا » ؛ ميثاق اوّل مربوط به شناخت خداست ، و ميثاق دوّم مربوط به قبول فرستادگان خدا و صحف او ، و نيز مربوط به اطاعت از احكام او « در عمل » است . و امّا شك نيست كه مقاتل اين هر دو ميثاق را در زمان ، يعنى در درون تاريخ بشر ، كه با آفرينش آغاز مىشود ، جاى مىدهد : به عقيدهء او در اينجا هيچ گونه تصوّر وجود « قبل از زمان » در انديشهءالهى ، آن گونه كه مثلا جنيد مىگويد ، در كار نيست . مقاتل به صراحت تمام مىگويد : « خدا نخستين ميثاق را با بندگان خود وقتى بست
--> ( 40 ) نگاه كنيد به تاريخ فلسفهء اسلامى ( Historiedelaphil osophieIslamique , p . 16 ) .