پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

37

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ ، يوسف ، 87 ) بر انسان متجلّى مىكند و بالأخره آياتى مىشناسيم كه در آنها « روح » به عيسى ربط داده شده‌است . در وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ( بقره ، 87 و 253 ) و إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ ( مائده ، 110 ) كه متن آنها مشابه يكديگر است ، « روح القدس » دوباره به جبرئيل ، يعنى فرشته‌اى كه به يارى مسيح مىآيد تا ظاهرا به او توانايى معجزه آوردن بدهد ، ترجمه مىشود . آيه مىگويد : « ما به عيسى پسر مريم حجّتها داديم و او را به روح القدس تأييد كرديم . » آيهء 171 نساء از آن مهمتر است : إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ . فهم « كلمه » كه ، به اقرب احتمال ، عربهاى مسيحى « لوگوس » ( logos ) باب اوّل انجيل يوحنّا را به آن ترجمه كرده‌اند براى مفسّران اسلامى اوّليّه زحمتى نداشته است . آنها ارتباط ميان تولّد مسيح از مادرى باكره را با اين معنى كه او « سخن » خدا گفته مىشود عميقا دريافته‌اند . مقاتل مىنويسد : « مراد از كلمه اين است كه خدا ( به مسيح ) گفت : باش ! ( كن ! ) و او بود ( فكان ) ، درست مانند جهان كه با يك « كن » الهى هست شد . » به همين سبب است كه « روح » در اينجا ، براى مقاتل ، بدين معنى است كه عيسى « بى واسطهء انسانى در وجود آمد » ، ولى نه بدون هيچ واسطهء مخلوقى ، زيرا در آيهء 91 سورهء انبياء ، فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا ( پس دميديم در او ( مريم ) از روح خود ) ، مقاتل اين دميدن را به جبرئيل نسبت مىدهد و بارورى باكره را به نحو نسبة غير ظريفى ، كه در روايات بعدى نقل و بر آن تأكيد مىشود ، توجيه و تعليل مىكند ، به اين معنى كه دم جبرئيل را به نطفه تعبير مىكند . « 34 » رهبانيّت مقاتل سه بار لفظ « راهب » را تعريف مىكند ، و هر تعريفى شامل عنصر تازه‌اى است . در تفسير آيهء ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ( مائده ، 82 ) مىگويد : راهبان « پارسايانىاند كه در صومعه‌ها زندگى مىكنند » ؛ در آيهء اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ( توبه ، 31 ) آنها را كسانى معرّفى مىكند كه « در به جاى آوردن اعمال مذهبى خود سخت كوشايند ، و در صومعه‌ها زندگى مىكنند » ؛ و بالأخره مقاتل ، وقتى كه در تفسير آيهء 108 سورهء

--> ( 34 ) . حال كه در اينجا سخن از عيسى به ميان آمد ، بد نيست متذكر شويم كه مقاتل در تفسير خود سه بار به عقايد بدعت آميز مربوط به شخصيت مسيح اشاره مىكند كه شايد قديمترين اشاراتى باشد كه به دست ما رسيده است : « نسطوريان گفته‌اند : عيسى پسر خداست ( وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ، توبه 30 ) ؛ مار يعقوبيّه مىگويند : خدا مسيح پسر مريم است ( لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ، مائده ، 17 ) و بندگان شاه يا ملكانيّون مىگويند : خدا سوّمين يك سه گانه است : او خداست ، مسيح خداست و مريم خداست . » ( لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ ، مائده ، 73 ) .