پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
31
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
ماندن نيست ) ، امكان دارد كه آيات 1 تا 3 اشاره به ابرهايى داشته باشند كه آبستن باران رحمتاند ، و حال آنكه ممكن است آيات 4 و 5 بادهايى باشند كه با خود مرگ و ويرانى مىآورند . » تأويل « تأويل » در مقابل « تفسير » ، در روايات اسلامى ، معنايى اصطلاحى يافته كه مراد از آن تفسير نمادى يا باطنى است . در آغاز ، اين تقابل كه در سطح كار تفسيرى وجود داشته است در سطح لغوى ديده نمىشود ، زيرا تفسير به طور كلّى ، اعم از لفظى و نمادى ، هم به معنى « تفسير » به كار برده مىشود و هم به معنى « تأويل » . دست كم براى مقاتل اين دو كلمه ظاهرا به يك معنى است . او در مقدمهء تفسير خود ( برگ 2 ب ) مىگويد : « آن كه قرآن مىخواند بى آنكه « تأويل » آن بداند نادان است . » ولى درحالىكه « تفسير » يك معنى بيش ندارد و جز يك بار در قرآن نيامده است ( وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً ، فرقان ، 33 ) ، به عكس ، « تأويل » چندين بار در معانى مختلف آمده است كه به يكى از آنها در سخنى كه منسوب به ابن عبّاس است اشاره شده است . به گفتهء ابن عبّاس ، محتواى قرآن را به چهار عنصر اصلى مىتوان تقسيم كرد : اوّل آنچه مربوط به تفسير است و علم به آن خاصّ علماست ؛ دوّم زبان عربى است كه عربها آن را در مىيابند ؛ سوّم حلال و حرام است كه هيچكس نبايد از آن بى اطّلاع باشد ؛ و چهارم آنچه مربوط به تأويل است ، و جز خدا كسى آن را نمىداند . روشن است كه اينگونه اراده كردن از معنى كلمهء « تأويل » ما را به آيات سوّم و هفتم آل عمران ارجاع مىدهد ؛ در اين آيات سخن از « آيات متشابهات » است كه تأويل آنها را جز خدا كسى نمىداند ( ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ) . در نظر مقاتل ، اين آيات متشابهات حروف الم ، المص ، المر ، و نظاير آنهاست كه در آغاز بعضى از سورقرآن آمدهاست و معنى آنها براى يهوديان كه مىكوشيدند تا با تأويل اين حروف عمر حكومت اسلامى را تخمين كنند مستور گردانيده شده است . مقاتل مىگويد : ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ، يعنى تنها خدا مىداند كه امّت محمّد چه مدّت حكومت خواهد كرد . بنابراين ، چنين مىنمايد كه « تأويل » به معنى علم به چيزى است كه مربوط به وقايع آينده يا ، به تعبير منسوب به ابن عبّاس ، « ما هو كائن » است . و امّا اينگونه قرائت متون قرآنى كه از آينده خبر مىدهد خاصّ خداست كه يگانه « مفسرّ » آن وقايع آينده است . در آيات ديگر ، در حالى كه بلاشر « تأويل » را به « توضيح » ( سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ