پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

23

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

گير انداخته است . حكايت زير نشان مىدهد كه از نزديك مراقب كار او بوده‌اند : شخصى به نام عيسى بن يونس حكايت مىكند كه « من دربارهء حديثى از مقاتل سؤال كردم ؛ مقاتل گفت كه آن را از ضحّاك گرفته است ؛ چند روز بعد ، از او دربارهء همان حديث سؤال كردم ، در پاسخ گفت كه آن را از عطاء گرفته است ؛ سپس چند روز بعد نزد او بازگشتم و باز دربارهء همان حديث از او سؤال كردم ، و او جواب‌داد كه آن را از ابو جعفر يا كسى ديگر گرفته است ( ص 165 ) . به دلايلى از اين قبيل و به سبب آنكه ابن عيينه سخت شك داشت در اينكه مقاتل ضحّاك را ديده باشد ، محدّثانى مانند بخارى و نسائى همگى يك جا احاديثى را كه مقاتل روايت كرده است باطل خوانده‌اند . بعلاوه او را سرزنش مىكردند كه آشكارا به تشبيه فاحشى اعتقاد داشته و همين باعث شده‌است كه ابو حنيفه بگويد : « ما از مشرق دو عقيدهء سخيف گرفته‌ايم : يكى عقيدهء جهم است كه صفات الهى را انكار مىكرد و ديگرى عقيدهء مقاتل كه خدا را به صورت انسان تصوّر مىكرد . » « 15 » اين سرزنش نبايد بى پايه بوده باشد ، زيرا مقاتل را در تمامى طول تاريخ ، تا زمان كوثرى ، يك دم رها نكرده است ؛ كوثرى فرض كسانى را كه مىپنداشتند دو مقاتل وجود داشته است ، يكى مفسرّ و ديگرى مشبّه ، رد مىكند . با اين همه ، در آثار مقاتل ، آن گونه كه به دست ما رسيده است ، هيچ اثرى از اين تشبيه فاحش كه به او نسبت مىدهند ديده نمىشود . ممكن است او در آثار جدالى ( polemique ) اى كه بر ضدّ جهم و قدريان نوشته به گونه‌اى ديگر بوده است ؛ ولى اين آثار ظاهرا مفقود شده است . « 16 » اين بود موقعيّت مقاتل در جهان تسنّن ، موقعيّت دوگانه‌اى كه در قضاوتى كه خاورشناسان در حقّ او كرده‌اند منعكس است . در حقيقت ، اگر پلسنر ( Plessner ) « 17 » با صراحت جانب سنّت طلبان را مىگيرد و به شدت از مقاتل انتقاد مىكند ، در عوض ، ماسينيون او را « نخستين مفسّر بزرگ قرآن » ( مصائب ، ص 520 ) مىخواند و ترديد نمىكند در اينكه بنويسد : « روش او در تفسير حجّت بود » . « 18 » همچنين بايد از عقيدهء بلاشر ياد كنيم كه مؤيّد ما در اين احساس بوده است كه اگر در اين تحقيق مقاتل را راهنماى خود كرده‌ايم راه خطا نپيموده‌ايم . در حقيقت بلاشر ، در ضمن بحث دربارهء مفسّران شيعى قرآن مىنويسد : « احتمال مىرود كه قديمترين

--> ( 15 ) . ص 164 . به موجب منبع ديگرى كه ذهبى آن را نقل مىكند ، ابو حنيفه همچنين گفته است : « جهم در ردّ تشبيه تا آنجا مبالغه كرده است كه گفته است « خدا هيچ نيست » ، و مقاتل هم در جهت اثبات آن تا آنجا مبالغه كرده‌است كه خدا را شبيه مخلوقاتش دانسته‌است » ( ميزان الاعتقاد ، جلد سوم ، ص 196 ) . ( 16 ) . ماسينيون مىنويسد : « او در فقه زيدى بود و در كلام ، به نحوى افراطى ، با جهم مخالفت مىورزيد » ( مجموعه recueil ، ص 194 ) . ( 17 ) . مقالهء پيشگفتهء « مقاتل » ، دايرة المعارف اسلام . ( 18 ) . مجموعه ، ص 194 .