پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

21

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

متأثّر از پيشرفتهاى اعتقادى ، كدام است ، هيچ كمكى نمىكند . به اين دلايل ، و به رغم دشواريهاى اين كار ، در اين فصل نخست مىكوشيم تا گرايشهاى اين تفسير اوّليّه را باز شناسيم و ببينيم كه آيا اين تفسير اوّليّه شامل عناصرى از اين تفسير « استعارى يا استنباطى » اى نيست كه متصوّفه را از بابت آن سرزنش مىكنند و مىگويند كه آنها آن را اختراع كرده‌اند تا ياوه‌هاى بدعت آميز خود را جانشين محتواى محسوس و ملموس قرآن كنند ؟ ما ، براى نيل به اين هدف ، بررسى يكى از كهن‌ترين تفاسيرى را كه تا كنون به دستمان رسيده است ، يعنى تفسير مقاتل بن سليمان ( متوفّى 150 / 767 ) « 6 » ، را انتخاب كرده‌ايم . چنين انتخابى ممكن است مايهء تعجّب شود ، و ما خود ، از پيش ، از مسائلى كه اين انتخاب بر خواهد انگيخت آگاهيم . آيا مقاتل ، اين مرد زيدى مذهب در سياست و مرجئى مذهب در كلام ، مىتواند آيينهء تمام نماى تعاليم تسنّن باشد ؟ هانرى لائوست ( HenriLaoust ) موقعيّت او را در جهان تسنّن چنين خلاصه مىكند : « نويسندگان سنّى از او به انحاء مختلف سخن گفته‌اند ، گاهى به شدّت به او تاخته‌اند و گاهى هم ، به مناسبت ، از ثقه بودن او ياد كرده‌اند » . « 7 » حال ببينيم واقعا او چگونه كسى بوده است ؟ از شرحى كه صاحب تاريخ بغداد « 8 » دربارهء او مىآورد و بيشتر مورّخان بعدى بيش و كم همان را در نوشته‌هاى خود آورده‌اند ، چنين بر مىآيد كه در مقاتل دو شخصيّت وجود دارد كه محافل سنّى مذهب كهن دربارهء آنها به نحوى بسيار متفاوت داورى كرده‌اند . او از يك سو مفسرّ قرآن است و از سوى ديگر محدّث . از اين بابت كه مفسرّ است ، از چند استثنا كه بگذريم ، بر روى هم گواهى گواهانى كه خطيب بغدادى نقل مىكند بيشتر ستايش آميز است . در درجهء اوّل سخن معروف شافعى است كه ظاهرا گفته است : « همهء مردم ذمّه دار سه كس‌اند : مقاتل در تفسير ، زهير بن ابى سلمى در شعر و ابو حنيفه در كلام » ( ص 161 ) . از احمد بن حنبل كه در قضاوتهاى خود همواره سخت محتاط بود دربارهء مقاتل پرسيده‌اند ، در جواب گفته است : « او كتابهايى نوشته است كه دربارهء آنها چون و چرا كرده‌اند ، ولى به عقيدهء من تا اندازه‌اى از علم قرآن آگاه بوده است » ( ص 161 ) . با اين همه ، به نوشتهء ابن خلّكان ، ابن حنبل در اوضاع و

--> ( 6 ) . مقاتل در بلخ ، واقع در خراسان به دنيا آمد ، در مرو به موعظه پرداخت ، سپس براى تدريس به بغداد رفت و در بصره بدرود زندگى گفت . گفته‌اند كه او در بيروت نيز اقامتى داشته است . نگاه كنيد به : دايرة المعارف اسلام ، مقالهء « مقاتل » ( « Mukatil » ) كه در آن منابع كتابشناختى داده شده است ، ولى نويسندهء مقاله هيچ يك از آثار مقاتل را نمىشناسد . ( 7 ) . Lessch ismesdansl'Islam , p . 77 . ( 8 ) . جلد سيزدهم ، ص 169 - 160 .