پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
285
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
در دلش راه يابد و چون در باغ نعماء باشد به وظايف وفا قيام كند » « 56 » ( ص 137 ) . نورى در درون دل ده باغ جاى مىدهد و مؤمن را باغبان آن مىسازد كه پيوسته از باغى به باغ ديگر مىرود تا آنها را از گياهان هرزه و خارها بپيرايد : « هر گاه در بستان توحيد خار شرك و نفاق بيابد آن را از جاى مىكند و دور مىاندازد ؛ و اگر در بستان سبيل « 57 » هواء و بدعت بيند ، آن را برمىكند ؛ و اگر در بستان يقين به شكّ و ظنّ برخورد كند ، آن را مىكند : و اگر در بستان تواضع خودبينى و سركشى بيند ، از جاى مىكند ؛ و اگر در بستان حلال حرام و شبهه بيند آن را مىكند ؛ و اگر در بستان حلم دشمنى و كينه يابد ، آن را از جاى برمىكند ؛ و اگر در بستان سخاوت بخل و حرص يابد ، آن را برمىكند : و اگر در بستان اخلاص ريا و سمعه بيند ، برمىكند ؛ و اگر در بستان رضا بيتابى و گلهمندى يابد ، آن را از جاى برمىكند ؛ و اگر در بستان علم جهل و غفلت يابد ، آن را از جاى برمىكند » « 58 » ( ص 142 ) . با اين همه ، نورى در ميان استعارات مأخوذ از جهان نباتات بيش از همه به بسط استعارهء درخت پرداخته است ؛ استعارهاى كه آيهء قرآنى مشهورى در اختيار او نهاده است « 59 » : أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها : آيا نديدهاى كه خدا چگونه مثل زد ؟ سخن پاك چون درختى پاك است كه ريشهاش در زمين استوار و شاخههايش در آسمان است . به فرمان خدا هر زمان ميوهء خود را مىدهد « 60 » ( ابراهيم ، 24 و 25 ) . ولى نورى اين مثل را در معنايى فراتر از محتواى قرآنى آن به كار مىبرد و آن را چنان تغيير مىدهد كه معنى مستقلى مىدهد . « 61 » براى نورى ، درختى كه از آن در اين آيه سخن
--> ( 56 ) . اين متن عبارتى از تفسير امام جعفر صادق ( ع ) را در نسخهء محمد النّعمانى به ياد مىآورد . امام صادق ( ع ) در تفسير آيهء « إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ . . . ( بقره ، 164 ) چنين توضيح مىدهد : شب عقل است ، روز معرفت است ، كشتى دل است و دريا خداشناسى است . كسى كه عقل دارد در بهشت مىچرد ، ولى عارف در باغ لقاء مىچرد . » ( 57 ) . اين كلمه ، كه در همهء نسخههاى ما آمده است ، كاملا غير معمول است . « سبيل » در لغت به معنى راه است و وسيلهء نيل به چيزى است . نورى آن را در برابر « هوى » و « بدعت » آورده است ، كه نشان مىدهد كه « سبيل » ظاهرا معنى « راه راست » و « دين درست » داشته است . در كتابى ، منسوب به ابو طالب مكّى ، به نام كتاب علم القلوب ، كه در آن اين عبارت نقل شده است چنين مىخوانيم : « بستان السّبيل و السّنّة » . مصحّح در يادداشت مىافزايد : « بستان الطّريق الى اللّه » ( عبد القادر احمد عطاء ، قاهره ، ص 38 ) . ترمذى در نظائر القرآن مىگويد كه « سبيل » از جمله به معنى « دين » و « ملك » است ، زيرا دين راه به سوى خداست و ملك نحوهء به كار بردن وسايل براى حكومت است ( نسخهء خطّى اسكندريّه ، برگ 79 الف ) . ( 58 ) . نقل از ترجمهء ذكاوتى ، پيشگفته ، ص 117 - م . ( 59 ) . ما قبلا چندين بار به اين آيه پرداختهايم . نگاه كنيد به ص 59 و 135 و 278 . ( 60 ) . نقل از قرآن ترجمهء آيتى - م . ( 61 ) . نورى تنها كسى نيست كه مثل قرآنى را به اين شكل خوانده است . ابو سعيد خرّاز نيز آن را نزديك به همين عبارات -