پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
283
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
هم محاط در هفت ديوار مشتركاند : « دژ اول معرفت خداست كه ديوارش از ياقوت است « 49 » ، محيط بر آن « 50 » دژ ديگرى است كه ايمان به خداست و زرّين است ، محيط بر آن دژى است از نقره و آن اخلاص در گفتار و كردار است . محيط بر آن دژى است از آهن و آن رضا به قضاى الهى است ، محيط بر آن دژى است از مس و آن عمل كردن به فرايض خدايى است . محيط بر آن دژى است از برنج و آن قيام به امر و نهى الهى است . محيط بر آن دژى از سفال است و آن ادب نفس است در هر عملى ، چنان كه در قرآن آمده است : إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ ( تو را ، اى شيطان ، بر بندگان من تسلّطى نيست ، حجر ، 42 ) » ( ص 136 ) . « 51 » بنابراين ، مؤمن در درون اين هفت دژ است كه آنها نيز در درون دلش جاى دارند ؛ او مادام كه به وظايف دينى خود قيام مىكند از حملات شيطان ايمن است . اگر در دژ آخر سستى كرد و آداب نيكو را خوار انگاشت ، شيطان آن دژ سفالى را مىگيرد و طمع در دژ بعدى مىبندد ؛ و اگر در دژ بعدى نيز سستى كرد و در امر و نهى خدا تقصير ورزيد ، شيطان دژ برنجين را مىگيرد و در دژ بعدى طمع مىكند ، و قس على هذا . بايد متذكّر شويم كه نورى نخستين كسى نيست كه اين استعارهء « حصن » ( ديوار ) را به كار مىبرد . پيش از او در آثار حكيم ترمذى ، و مخصوصا در كتاب غور الامور « 52 » او نيز آن را بازمىيابيم . ولى هم ترمذى و هم نورى تنها به جنبهء ايستاى استعاره توجّه دارند . جنبهء پويا ، يعنى ساخت دژ به عنوان استعارهء تهذيب انسان درونى از ذهن آنها به دور است . ما در اينجا با « كاخهاى روح » كه قدّيسه ترساى آويلايى « 53 » توصيف مىكند فاصله داريم . همچنين بايد يادآورى كنيم كه استعارههاى ديگرى را هم كه متعلّق به نماد مكان است
--> ( 49 ) . بايد خاطرنشان كنيم كه استعمال سنگها و فلزّات گرانبها به عنوان استعاره و مثال فضايل در همهء متون ادبى روحانى ديده مىشود . نمونهء زير را از نوشتهء پ . لوباك ( p . lobac ) نقل مىكنيم : « مفسّر ناشناسى كه غزل غزلها را تفسير كرده است سه ديوار درونيى را كه به اين جايگاه شاهانه زيبايى مىبخشد چنين توصيف مىكند : اوّلى كه از مفرغ است اعتراف به گناهان است ؛ دومى كه از نقره است سپاسگزارى است و سوّمى كه از طلاست دعا از صميم قلب است . » چند سطر بعد همين نويسنده مىنويسد : « گياردولائون ( guiardelaon ) ، به شيوهء جالب توجّهى ، انسان عادل را به خانهء حكمت مانند مىكند ، بعد در آن ، « چنان كه گويى شهرى است » ، يك سلسله خانههاى ديگر بنا مىكند » ( تفسير قرون وسطايى [ exegesemedievale ] ، بخش دوم ، جلد دوّم ، ص 48 و 49 ) . ( 50 ) . بنابراين دژ زرّين محيط بر ديوارى است كه آن نيز محيط بر دژ اوّل است . ( 51 ) . نقل از ترجمهء ذكاوتى ، پيشگفته ، ص 103 و 105 - م . ( 52 ) . نسخهء خطى عزّت افندى 1312 ، برگ 33 الف و بعد . ( 53 ) . sain tetheresed'Avila راهبه و نويسندهء اسپانيايى . نوشتههاى او از برجستهترين آثار ادبيّات عرفانى مسيحيت است . از آثارش راه كمال و كاخ روح است كه در سال 1587 انتشار يافت . نقل به اختصار از دايرة المعارف فارسى ، ص 627 - م .