پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

279

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

غيره اشاره شده است . وانگهى اين متن نمونهء زيبايى از شيوهء ادبى نورى است ، شيوه‌اى كه ما آن را بر روى هم نهادن استعاره و مفهوم مجرّد توصيف كرده‌ايم . هنگامى كه نورى از « نسيمى كه خدا ازكرم خود برانگيخته است » سخن مىگويد ، در عين حال به ما هم استعاره و هم تعبير مجرّد آن را مىدهد ، زيرا نسيم كرم خداست كه همان گونه كه باد همهء آلودگيها را از هوا مىراند آن نيز شرك و شك را از دل بيرون مىراند . اين متن را كه در آن نكات اصلى برشمرده شده است مىتوان با متن ديگرى كه در آن نورى « دل احبّاء خدا » را وصف مىكند مقايسه كرد . درحقيقت ، سخن از دل موسى است كه در اينجا نمونهء حبيب كامل خدا دانسته شده است ! « 38 » نورى از قول خدا به سبك احاديث قدسى سخن مىگويد و اين است آنچه خدا به موسى مىگويد : « دلت را تنها به محبّت من اختصاص ده ، چه من آن را ميدانى براى محبّت خود اختيار كرده‌ام . در آن قلمروى از محبّت خود گسترده‌ام و خانه‌اى از ايمان به خود ساخته‌ام ؛ در دلت خورشيدى برآورده‌ام كه شوق به من است ، ماهى كه محبّت به من است و ستارگانى كه ديدارهاى من‌اند ؟ در دلت ابرى نهاده‌ام كه تأمّل در من است و بادى برخيزانده‌ام كه يارى من است ؛ سپس بارانى بر آن فروباريده‌ام كه از رحمت من است ؟ در آن تخمى از صدق خود پاشيده‌ام و درختانى رويانيده‌ام كه درختان طاعت‌اند : برگهاى آنها درست پيمانى است ، و ميوه‌هايى كه از آنها آويخته است حكمت است كه از گفتگوى خالصانه با من زاده مىشود . در دلت جويهايى از دانشهاى ژرف دربارهء ازليّت خود روان ساخته‌ام و در آن موهبتى نهاده‌ام كه يقين در حق من است » « 39 » ( ص 135 ) . با اين همه ، بايد متذكر شويم كه ميان اين متن و متن قبلى فرقى هست : در حالى كه در اين متن دوّم ، دل فقط جايگاهى است كه خدا آن را با مواهب خود مىآرايد ، به نظر مىآيد كه در متن اول ، خود خداست كه ساكن خانه است ، زيرا مىگويد « ساكن المأوى » . البته اين استعاره‌اى بيش نيست كه در آن كلمهء « مأوى » ما را به بهشت ارجاع مىدهد ؛ در قرآن بهشت جَنَّاتُ الْمَأْوى ( سجده ، 19 ) ناميده شده است ، ولى هيچ آيهء قرآنى استعمال استعاره‌اى را كه دل را « مأوا » ى خدا كند توجيه نمىكند . نورى همچنين مىگويد كه دل « مسكن » خداست ، جايى است كه خدا در آن « ساكن » است : استعاره‌اى كه آن نيز به واژگان آخرت شناختى قرآن باز مىگردد ، زيرا ، در بهشت ، برگزيدگان خدا « مساكن » نيكو خواهند داشت ( وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي

--> ( 38 ) . مطابق سنّت محمّد است كه حبيب خداست ، موسى فقط « كليم اللّه » است . با اين حال ، ممكن است نورى از اين آيهء قرآن كه مىفرمايد : وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي : و محبّت خويش به تو افكندم ( طه ، 39 ) الهام گرفته باشد . ( 39 ) . همهء اين عبارت را حيدر آملى در كتاب جامع الاسرار خود به صورت حديثى منقول از وهب بن منبّه نقل كرده است ( نگاه‌كنيد به : ص 513 ) .