پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
272
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
بر زبان مىآورد . از اين نوع است بعضى از سخنان او كه ظاهر آنها در نظر شنوندگانش زننده مىنموده ، ولى محتواى آنها كاملا منطبق بر مذهب مألوف بوده است . سرّاج حكايت مىكند كه « روزى نورى را نزد خليفه بردند و شهادت دادند كه او گفته است : « ديروز من در خانهام با خدا بودهام . » از او مىپرسند كه آيا اين سخن راست است ؟ مىگويد : راست است ! من در همين لحظه هم با خدا هستم ، در خانه هم با خدا هستم ، در بيابان هم با او هستم ؛ كسى كه دراين جهان با خداست ، در آن جهان هم با خدا خواهد بود . مگر خداى جلّ ذكره نفرموده است : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( ق ، 16 ) ؟ تا كنون ما نورى را فقط از راه حكاياتى از نوع آنچه نقل كرديم و از طريق اقوالى كه از او در كتابهاى تذكرهءاولياء آمده است مىشناختيم . « 17 » هر چند در كتاب كلاباذى « 18 » خوانده بوديم كه نورى يكى از كسانى است كه « به طور اشاره » دربارهء تصوفّ كتاب نوشتهاند . از اين رو ، از كشف رسالهاى از او تحت عنوان مقامات القلوب « 19 » ، در يك جنگ خطى كتابخانهء نافذپاشا در استانبول ، تعجّب نكرديم . از آن پس ، به يمن اثر فؤاد سزگين نسخههاى ديگرى از آن را مىشناسيم كه محفوظتر مانده است ، و همين به ما امكان داده است كه طبع انتقاديى از آن به دست دهيم . اين اثر به نظر ما به قدرى استثنايى آمد كه شايسته ديديم كه آن را در اينجا ، به عنوان نمونهاى از زبان تمثيلى كه در بالا از آن سخن گفتيم به تفصيل تحليلكنيم . رسالهء نورى ، در حقيقت ، نوعى شعر منثور است كه حقايق تجربهء روحانى را با تمثيل بيان مىكند . شامل يك مقدّمه و بيست پرده است كه هر يك توصيف كوتاهى از يك يا چند تمثيل است . ولى اين شعر با هدفى آشكارا تعليمى نوشته شده است ، و اين مىرساند كه تجربهاى كه از آن سخن مىگويد هنوز سوزان از آتش ديدار نيست . تمثيل در اينجا مثل است به اين معنى كه از تأمّلى استعارى دربارهء تجربه زاده مىشود كه مكانيسم آن را گاه با مفاهيم انتزاعى القا
--> چشمان من لحظهاى نگاه خود را به او برنگردانده است مبادا كه نگاههاى نامحرمى بر صحنهء نجواى ما بيفتد و لكن من ميان خود و او از خيال رسولى ساختهام تا پيام نهانيهاى دل را به او برساند ! ( اللّمع ، ص 494 ، چاپ قاهره ) ( 17 ) . اين حكايات و سخنان كوتاه را درمنگم در كتاب پيشگفته گرد آورده است ، ص 263 - 247 . ( 18 ) . تعرّف ( چاپ قاهره ، 1960 ) ، ص 30 . ( 19 ) . ما آن را بر اساس چهار نسخهء خطى تصحيح و در Melangesdel 'Universitesaint - Joseph ، جلد چهل و چهارم ، ص 117 تا 154 چاپ كردهايم . نگاه كنيد به : « رسالهء مقامات القلوب » للشيخ ابى الحسن النّورى ، تحقيق الاب بولس نويا ، متن عربى همراه با ترجمهء عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، معارف ، دورهء ششم ، سال 1368 ، شمارههاى 1 و 2 ، ص 81 تا 119 - م ) .