پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
263
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
مطابق با شيوهء زندگى ( سنّت ) پيغمبر است تعريف مىكند . « آن كه در چشم او دنيا ارزش خود را از دست مىدهد و از آن جز لقمهاى برنمىگيرد ، صحابه را از صميم دل دوست دارد و متخلّق به اخلاق و اعمال آنهاست ، او پيرو سنّت است . » چرا خرّاز چنين تأكيد بر حبّ صحابه مىكند ، و حال آنكه ، در جاى ديگر ، در دعاى خود خطاب به پيغمبر مىگويد : « مرا ببخش ، آخر دوست داشتن خدا سبب مىشود كه تو را از ياد ببرم » ؟ بىگمان در اين تأكيد قصد توجيهى در كار است . زيرا اندكى دور تر ، خرّاز به سؤال : « ذات يافتن حلاوت حبّ صحابه چيست ؟ » ( ماذاتيّة ؟ ) پاسخمىدهد : « مخالفت با سخن صاحب بدعت » و سپس مىافزايد : « آن كه دوستدار كسى است كه خدا و رسول او را دوست دارد و از كسى كه خدا و رسول او را كافر شمردهاند دورى جويد ، او از كسانى است كه حلاوت حبّ صحابه را دريافتهاند . » حفظ حرمت « امحاء صفات بشريّت با نور آتش جلال ربوبيّت بر اساس حسن قيام به اداى تكاليف عبوديّت . » اين است طريقهء حفظ حرمت در برابر خدا . كلمهء « حرمت » در قرآن نيست ، ولى در آن ريشهء كلمهء « حرام » كه هم به معنى مقدّس است و هم به معنى ممنوع آمده است . « حرمت » كرامت چيزى است كه چون مقدّس است بايد بزرگ داشته شود . حلاوة المحبّة : نگاه كنيد به : محبّت . حلاوة المنّة « ذات يافتن حلاوت احسان ( الهى ) چيست ؟ يافتن تلخى در هر شهوت و همه گونه معصيت است . » خرّاز « حلاوت منّت » يا « شيرينى احسان » را با ضدّ آن ، يعنى « تلخى شهوت و معصيت » تعريف مىكند : « آن كه حلاوت شهوت را تلخ مىيابد و از قدرت و قوّت آن روى مىگرداند و خود را از آلايشهاى آفات معصيت پاك مىكند ، او شيرينى احسان ( منّت ) الهى را درمىيابد . حلاوة حبّ الصّحابه : نگاهكنيد به : سنّت .