پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

255

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

كلمهء « اجتهاد » كه متعلّق به واژگان رسمى اسلام است به معنى جهد شخصى مجتهد در زمينهء علوم اسلامى است . براى صوفيان ، جهد حقيقى شخصى بايد در راه اطاعت از خدا در زهدى بىوقفه براى تصفيه سرّ از همهء آلودگيهاى اخلاقى باشد . صوفيان غالبا براى بيان جهد زاهدانه و جهاد با نفس به جاى « اجتهاد » « مجاهده » مىگويند . استقامت « آن است كه براى خدا عمل كنى ، چنان كه گويى در عرصات قيامتى . » استقامت حالى است كه صوفيان به آن ارج بسيار مىنهند ، به سبب آنكه « تمامى كارها به دو بود و چيزها همه به دو حاصل آيد » و نيز به سبب آنكه متعلّق امرى الهى است كه خطاب به پيغمبر مىفرمايد : در راه راست گام بردار ( فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ ، هود ، 112 ) . خرّاز ، براى گام برداشتن در راه راست ، سفارش مىكند كه انسان بايد خود را در وهم چنان ببيند كه گويى در روز قيامت است و در برابر خدا ايستاده است ( قام ، استقام ) . ترمذى دو بار « استقامت » را تعريف مىكند ( برگ 211 الف و 213 الف ) . در نزد او استقامت اساسا حالت دلى است كه در حضور خدا مىايستد تا حقوق او را بشناسد و امر او را به‌جاىآورد . عمل آن عدل است و ضدّ آن « ميل » . انابه « بيرون آوردن دل از ظلمت ابر . » اين ظلمت ابر ظلمت عرفانى نيست ، « ظلمت دلى است پوشيده از زنگ گناه و نافرمانى » . انابه عبارت از بيرون كشيدن دل است از اين ظلمات « براى آنكه بتواند پرتو عنايات و نعمتهاى الهى را ببيند ، تا با نور ديدار اين نعمتها به بساط خدمت و احسان بازگردد » . براى ترمذى انابت اساسا حالت دلى است كه چنگ در قرب‌خدا زده است تا آنجا كه از آتش آن سوخته شود ؛ عمل آن اين است كه نه عنايت و نه محنت هيچ يك دل را از خدا جدا نمىكند ؛ ضدّ آن « تهمت » و « منيت » است ( برگ 211 الف ) . بايد به تفاوت ميان توبه و انابه ، آن گونه كه صوفيان از آن مىفهميدند ، توجه كنيم ، زيرا در قرآن اين دو غالبا مترادف يكديگر آمده است . مثلا ابوعثمان مغربى ( متوفّى 373 / 983 ) مىگويد : « انابه برتر از توبه است ، زيرا توبه ممكن است جزئى باشد ، ولى انابه فقط وقتى است كه منيب كاملا به پروردگار خود بازگردد و از همهء اشكال نافرمانى دورىكند . » « 156 »

--> ( 156 ) . به نقل از سلمى ، حقائق ، در تفسير آيهء 24 سورهء ص : « قال ابوعثمان الانابة اجلّ من التّوبة لانّ التأديب قد يرجع ببعضه . . . لاسيّما منيبا الّا من رجع الى ربه بالكلّية و فارق المخالفات اجمع ) .