پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

11

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

خوانده‌اند و در آن تأمّل و بدان عمل كرده‌اند . » اين نتيجه ، سپس در فصل سوم ، با بررسى سلسله « نتايج كلّى » اى كه « اصالت جبلّى عرفان اسلامى » را نشان مىدهد تقويت مىشود . در حقيقت ماسينيون چه در « آداب عبادى » يا استعارات تصوّف يا « توازى تنگاتنگ بسط شريعت و طريقت » يا تكفير صوفيان به حكم مفتيان و متكلّمان ، و چه در شطح يا احاديث قدسى از فرموده‌هاى الهى بيرون از قرآن ، « نشانه‌هاى انكار ناپذير تفكّر شايان توجّهى مىبيند ، و نيز كوششى در درونى كردن و تتميم واژگان قرآنى با اعمال عبادى كه قديم‌ترين كوشش براى سازگار كردن زبان عربى با روش استنباطى روانشناختى و در نتيجه با كلام اخلاقى ، و به عبارت ديگر نخستين طرح ايجاد زبانى انتقادى براى مسائل فلسفى است » . هدف بخش دوم كتاب ماسينيون كه فصول چهارم و پنجم آن را تشكيل مىدهد اين است كه ، از طريق مطالعهء نخستين گرايشهاى مسلمانان به عرفان ، نشان دهد كه اين درونى كردن واژگان قرآنى چگونه صورت گرفته و چگونه به تدريج اصطلاحات صوفيه پديدآمده‌است . و اين برنامهء وسيعى است كه با تأسّف بايد گفت كه ماسينيون نتوانسته است جز طرحى از آن را به دست دهد و تنها خطوط اساسى تحقيقى را رسم كرده است كه فقط خود او ، به يمن نبوغ و وسعت دانش خود ، مىتوانسته است آن را به خوبى به پايان ببرد . لااقل موانع را از پيش پا برداشته و خيابانهايى گشوده و علائم اصلى در راههاى تحقيق در اين زمينه را نصب كرده است . توانسته است در صد و هفتاد صفحه ، به سبكى كه بيشتر به اشارت تعلّق دارد تا به عبارت ، اساس مشخّصات « شخصيتهاى برجستهء تصوّف اسلام در آغاز آن » را يك جا گرد آورد و تحقيق دربارهء بعضى از اين شخصيتها تا دور جاى و تقريبا تا حدّ استقصا پيش رفته است ، از اين گونه است تحقيق دربارهء حسن بصرى ، ابن كرّام و مذهب او و با يزيد بسطامى و جنيد . درمورد ديگران ، چه به سبب آنكه آثارشان براى او ناشناخته بود ، و چه به سبب آنكه غناى آثارشان بيش از آن بوده است كه بتوان در چند صفحه بررسى كرد ، از طريق القاء خطوط اساسى تعاليمشان در چند يادداشت موجز ، كه مانند برقى از قلمش جستن كرده ، به نشان دادن شخصيتشان اكتفا كرده است . به قسمى كه پس از او كافى است كه اين برق قلم را كه به هيچ وجه خاموش نشده‌است گرفت و با روشنى آن راه را بازيافت و همراه او بر جاى پاى « سالكان » ى كه به گفتهء نفّرى « بلا طريق » به سوى خدا رفته‌اند گام نهاد . ما كوشيده‌ايم تا ، به پاس خاطرهء كسى كه در زمانى كه دربارهء آثار [ ابو عبد اللّه محمّد ] بن عبّاد رندى كار مىكرديم راهنماى ما بود ، چنين كنيم . وانگهى همهء آنچه از چهل سال پيش تا كنون ، در شرق و غرب دربارهء عرفان نوشته‌اند ، از دور و نزديك ، با الهامات اين كتاب بزرگ