پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

248

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

فعّاليّت روح با انجذاب در رؤيت كبرياى الهى است . آن‌گاه هرگونه حركتى اعراضى است كه توجه را از مركز منحرف مىكند . به همين سبب است كه ترمذى ضدّخشوع را « حركت توجّه و تأمّل » مىداند ، خواه اين حركت باطنى باشد و خواه ظاهرى ( برگ 211 ب ) . زهادت « ترك تكلّف كردن . نيّت و ارادهء صادق داشتن . » ترك تكلّف كردن ، ولى نه ترك كسب كردن و رها كردن هرگونه وسيلهء كسب معاش . خرّاز كه خود حرفه‌اى ( پينه دوزى ) داشت زهد را در خطّى جاى مىدهد كه مغاير آراء فقها نباشد ، ولى در عين حال در سطحى نسبة بلند و مستلزم شرايط سخت . مىنويسد : « زاهد آن است كه از نعمتهاى دنيايى كه هنوز ندارد اعراض كند ، به شوق نعيم آخرت از نعمتهايى كه دارد اظهار خشنودى نكند ، و از هر تكلّفى براى كسب نعمتهاى ديگر خوددارى كند . » براى ترمذى زهد ريشه در اين احساس دارد كه جهان و جويندگان آن هيچ نيستند ؛ ولى شگفت اينكه اين احساس منجر به تحقير جويندگان جهان منتهى نمىشود . ترمذى مىنويسد : « عمل زهد طلب آسايش و رحمت خدا براى آنهاست » ( برگ 211 الف ) . سپس مىافزايد : ضدّ زهد « رغبت » ، يعنى حرص براى به دست آوردن نعمتهاى اين جهان است . در حقيقت ، رغبت است كه انسان را به تكلّف ، يعنى سعى بيش از حدّ براى كسب مال دنيا ، مىكشاند . قصرالأمل « دست به داشتن از حيلتها و زيستن در انتظار دائم اجل ناگهانى . » « قصرامل » ضدّ افراط در شوق به خوشبختى در اين جهان است و با احساس بيهودگى چيزها و ناگهانى اجل پيوند دارد . كسانى كه در « امل » زندگى مىكنند در قرآن چنين توصيف شده‌اند : رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ . ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ : بسا كه كافران آرزو كنند كه اى كاش مسلمان مىبودند . واگذارشان تا بخورند و بهره‌ور شوند و آرزو به خود مشغولشان دارد ، زودا كه خواهند دانست ( حجر ، 2 ، 3 ) . حسن بصرى كه همواره در حال ندامت به سر مىبرد ضرورت « قصر الامل » را تأكيد فراوان مىكند : « آن كه براى آرزوهاى خود ميدان فراخى مىگشايد كارى جز بدى نمىتواند كرد » « 139 » ، عبارتى كه خرّاز آن را چنين تكرار مىكند : « آن كه ميدان آرزوهاى خود را محدود مىكند نيك عمل خواهد كرد . »

--> ( 139 ) . به نقل از ابن الجوزى ، در آداب حسن بصرى ، نسخهء خطى اياصوفيه ، 1642 ، برگ 14 الف .