پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

242

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

روحانى را مدّنظر دارند ، و بالأخره بعضى ديگر - و اينها از همه بهترند - تحمّل صبر مىكنند تا شايستهء برخوردارى از ديدار خدا شوند ، زيرا : وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ( آل‌عمران ، 146 ) . ترمذى مىگويد : اساس صبر خود را به كارى مقيدكردن يا از كارى پرهيزكردن است . فعل آن استقامت است در آنچه خدا و رسول دوست دارد ؛ عكس آن « جزع » است . شكر « بيدار شدن انسان از شكرى كه محض دريافت نعمتها به جاى مىآورد . » خرّاز « ذاتيّت » شكر را با فراتر رفتن از شكر تعريف مىكند ، زيرا كسى كه شكر مىكند و در همان نعمتهايى كه دريافت كرده‌است متوقّف مىماند خفته‌اى است كه بايد از فعل شكر گزارى خود بيدار شود ( « افاقة عن الشّكر » ) ، تا نعمتهاى منعم او را از منعم باز ندارد . خرّاز و ديگر صوفيان با ظرافت احساس دريافته‌اند كه چه فاصلهء بسيارى است ميان خدا و نعمتهاى او . خرّاز مىنويسد : « شريك كردن ياد نعمت در ياد منعم حجابى است ؛ ديدن نعمت در عين ديدن منعم نيز حجابى است . » « 128 » از اينجاست اين دغدغهء صوفيان كه شكر را متابعت حظّ نفس از نعمتهاى خدا مىدانند ؛ و اين بعضى از آنها مانند جنيد را به دورى جستن نه تنها از اين حظّ نفس ، بلكه همچنين از خود نعمتهاى خدا مىكشاند ، چنان كه مىگويد : « زير هر نعمتى محنتى نهفته است . » « 129 » و اين ناشى از نظريّهء « مكر » الهى است « 130 » كه امام جعفر صادق ( ع ) مىگفت : « مكره غائب فى فضله : مكر او در فضلش نهفته‌است . » و از اينجاست اعتراف اضطراب آميز شبلى كه مىگويد : « اخترنا طريقة التصوّف سلامه من مكر اللّه فاذا كلّه مكر : ما طريقهء تصوّف را اختيار كرديم تا از مكر خدا در امان باشيم ، و حال مىبينيم كه اين طريقه همه مكر است . » « 131 » قاطعيّت ترمذى در تعريف شكر كمتر است . مىنويسد : « ريشهء شكر علاقهء دل به منعم است ؛ شكر از رضاى خدا زاده‌مىشود ؛ فعل آن - چون خدا تو را از محبّت برخوردار مىكند - عمل كردن براى محبّت اوست ؛ عكس آن « كفر » است و عمل آن كينه‌كشى ( « نقمت » ) است .

--> ( 128 ) . لانّ ذكر النّعمة عند ذكر المنعم حجاب ، و رؤيةالنّعمه عند رؤيةالمنعم حجاب . منقول در حلية ، جلد دهم ، ص 249 . روزبهان بقلى كه در چنين فضايى روحانى زندگىنمىكند تعجب‌مىكند كه « اكابر مشايخ » نعمت خدا را حجابى مىدانند كه خدا را مىپوشاند ( نگاه‌كنيد به : عرائس البيان ، در تفسير آيهء 17 حجرات ، برگ 368 ب ، نسخهء خطّى نافذ 117 ) . ( 129 ) . منقول در اقوال الائمةالصوفية ، برگ 65 الف . ( 130 ) . دربارهء « مكر » نگاه‌كنيد به : كتاب ما ، ابن عبّاد روندايى ، ص 117 و بعد ، 176 و بعد . ( 131 ) . سلمى ، حقائق ، در تفسير آيهء 50 نمل . نورى به عكس مىگويد : « لو لا المكر ما طاب عيش الاولياء : اگر مكر نبود ، زندگى براى اولياء لطفى نمىداشت . »