پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
236
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
خداست ، كه « جود » و « حق » است . فطنت « نورى كه انوار نعمتها و نيكوييهاى الهى را مىبيند . » توضيحى كه خرّاز دربارهء اين تعريف مىدهد آن را چندان روشننمىكند : « فطن كسى است كه انوار نيكوييهاى پروردگار جل و علا را ، كه روز قيامت قسمت او كردهاند ، به نور فطنت مىبيند . » اشاره به روز قيامت معنى « فطنت » را باز هم مبهمتر مىكند . « فطنت » در معنى متداول آن يعنى نوعى حدّت ذهن ، يا چنان كه كازيميرسكى ( Kasimirski ) آن را ترجمه مىكند « sagacite » ( تيز خاطرى ) . ولى معنى اصطلاحى آن چيست ؟ به نظر نمىآيد كه كلمهء « فطنت » جزو اصطلاحات صوفيّه باشد : آن را نه در ميان الفاظ رسائل مختلف صوفيه « 109 » مىبينيم ، نه در نزد جرجانى و نه حتى در نزد حلّاج « 110 » . ترمذى نيز نه در كتاب المعرفةالاسرار و نه در كتاب الفروق خود متعرّض آن نشدهاست . با اين همه ، كلمهء « فطنت » را در آثار سهل تسترى ( متوفّى 283 / 898 ) ، كه نقش مهمى به آن مىدهد ، مىيابيم . مىنويسد : « بنيان همه چيز ايمان است ، سپس فعل نيك ، سپس محاسبهء نفس ، سپس فهم و سرانجام فطنت . « 111 » اگر به فطنت برسى ، ديگر حتّى يك حرف از سنّت را هم از دست نمىدهى . » « 112 » مفسّر او ، عبد الرّحمن صقلّى ، فطنت را چنين تعريف مىكند : « سرعت در فهم يك واقعه ، پيش از درآمدن در آن ، به هنگام بودن در آن و پس از بودن در آن . اين سرعت حاصل استوارى و حضور عقل است كه غالب بر انفعال نفسانى و حاكم بر عمل حواسّ است . » « 113 » تسترى در جاى ديگر مىنويسد : « هر چه قلب به عقل نزديكتر شود ، ذهن به فطنت نزديكتر خواهد شد . » به اين ترتيب ، به نظر مىآيد كه فطنت كمال ذهن در قلمرو امور مذهبى ، يا حتى ، چنان كه از متن زير برمىآيد ، كمال حكمت است : « حكمت موهبتى است ، و فطنت در حكمت موهبتى ديگر ، ولى ادب فطنت در حكمت موهبت موهبتهاست » ( برگ 19 الف ) ، كه صقلّى آن را چنين تفسير مىكند : « حكمت موهبتى است ، زيرا به كار بستن علم است و اين موهبت عالمان
--> ( 109 ) . رسائل سرّاج ، كلاباذى ، قشيرى ، و جز آنها . ( 110 ) . روزبهان بقلى يك بار آن را در تفسير طواسين ، در فهرست « قوا » ىبشرى به كار برده است . نگاه كنيد به : شرح طواسين ، ص 482 . اين كلمه در همين سياق ، در متنى از امام جعفر صادق ( ع ) آمده است كه در آن « فطنت » ، « فهم » ، « حفظ » و « علم » به عنوان نشانههاى عقل داده شده است . نگاه كنيد به : تايلور ، پيشگفته ، ص 198 . ( 111 ) . عبد الرحمن صقلّى چنين تفسيرمىكند : « « فهم » يعنى فهم قرآن ، سپس « فطنت » ، يعنى اينكه تو قرآن را بخوانى و در حقيقت از خدا بشنوى » ( كتاب الاسرار و البيان ، نسخهء خطّى عزّت افندى ، 1623 ، برگ 31 ب ) . ( 112 ) . همانجا . ( 113 ) . پيشگفته ، برگ 19 ب .