پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
210
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
تصديق كند . خرّاز اين معنى را با اين سخن بيان مىكند كه « به هيچ كس جز خدا نرسد كه بگويد « من » ( انا ) » زيرا « هر كه بگويد « من » حكمت بر او پوشيده است » ( ص 45 ) . به همين سبب است كه نه تنها ابليس چون گفت أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ ( اعراف ، 12 ) كيفر يافت ، بلكه فرشتگان نيز در معرض آزمون سجده بر آدم واقع شدند ، براى آنكه جرأت كرده بودند بگويند : نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ ( بقره ، 30 ) . در پرتو اين تفكّرات بهتر مىتوان مفهوم انا الحقّ حلاج را دريافت . اشاره به « ما » ى فرشتگان به خوبى نشان مىدهد كه خرّاز در اينجا از مسئلهء « من » نفسانى ، كه بيان « وحدت نفس شخصى » « 62 » است فراتر مىرود و از ديدگاه معرفت و توحيد به آن مىنگرد . در تحليل كتاب الصّفات خواهيم ديد كه اين عدم « تخصيص به خود » من انسانى در حالات عرفانى عالى تحقّق مىيابد . ذيلا متن ديگرى به نقل از سلمى « 63 » مىآوريم كه همين موضوع عدم تخصيص به خود در من الهى را توصيف مىكند : « كسانى هستند كه از فراموشى مصالح شخصى خود در گذشتهاند و وارد فراموشى بهرهء خود از خدا و فراموشى نياز خود به خدا شدهاند ، به قسمى كه مىگويند : من نمىدانم چه مىخواهم يا چه مىگويم يا چه هستم يا كجايى هستم ؛ نام خود را از دست دادهام ، و بىنامم ؛ نادانم و هيچ عملى ندارم ؛ دانايم و هيچ جهلى ندارم . چقدر مشتاق ديدن كسىام كه بداند من چه مىگويم و مرا در آنچه مىگويم يارى كند ! و اگر از يكى از اين كسان پرسيده شود : « چه مىخواهى ؟ » پاسخ مىدهد : « خدا » ، « چه مىدانى ؟ » پاسخ مىدهد : « خدا » ، و اگر اعضاء و جوارحش به سخن آيند ، مىگويند : « خدا » ، زيرا اعضاء و جوارح و بند و پيوندهايش لبريز از نور خدايند . » چنان كه اشاره كرديم ، انا الحقّ حلّاج ، اگر از منظر اين متن و متون قبلى به آن نگريسته شود ، كمتر موهم تناقض ( paradoxe ) مىنمايد . زيرا خرّاز ، با توصيف اين حالت از دست دادن شعور به خود در شعور به خدا ، و با تأييد بسيار محكم اين معنى كه تنها خدا مىتواند هويّت خود را با لفظ « انا » « 64 » بيان كند ، قبلا نشان داده بود كه شعور به « من » جديدى كه در سرّ صوفى به وجود مىآيد چيزى جو شعور الهى نيست ، و « انا » از جهت وجود شناختى مرتبط با لفظ « الحقّ » به معنى خداست . تناقض شطح حلّاج از پيش رفع شده است : صوفيى كه مىگويد « انا » نمىتواند به خود اشاره كند « 65 » ، و حتّى اگر مىگويد « انا » نمىتواند جز انا الحقّ بگويد ،
--> ( 62 ) . دربارهء « من » نفسانى نگاه كنيد به : يادداشت ماسينيون ، مصائب ، ص 937 ، يادداشت 1 . ( 63 ) . در مقدّمهء حقائق التّفسير . ( 64 ) . احتمال مىرود كه خرّاز در اينجا از تفسير امام جعفر صادق ( ع ) الهام گرفته باشد . ( 65 ) . انديشهاى كه قبلا در تأمّل امام جعفر صادق ( ع ) دربارهء تجربهء موسى آمده است .