پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
198
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
استوارى به منازلى كه مريد بايد بپيمايد مىدهد ، و بر نقش مؤثرى كه صدق در هر يك از اين منازل دارد سخت تأكيدمىكند . تحليل اين منازل نيز چندان مبسوط نيست ، ولى اين مبسوط نبودن تحليل دليلى دارد : خرّاز بارها تصريح مىكند كه تجربهء روحانى را به زبان ظاهر و متناسب با مبتديان بيان مىكند ، و اين خود نشان مىدهد كه ، فراتر از آن ، اسرارى باطنى نيز هست كه نمىتوان به مريد بازگفت ، و بررسى آنها زبانى فنّىتر طلب مىكند . مىدانيم كه خرّاز اين بررسى را در كتابى موسوم به كتاب السّرّ انجام داده بود ، همان كتابى كه فقها با فتواى خود آن را در بغداد محكوم كرده بودند . « 37 » عطّار در تذكرةالاولياء قطعهء زير را از آن حفظ كردهاست . « انّ عبدا رجع ( الى ) اللّه و تعلّق باللّه و سكن فى قرب اللّه ، قد نسى نفسه و ما سوى الله . فلو قلت له : من اين انت ؟ و ايش تريد ؟ لم يكن له جواب غير : اللّه » : گفت ، چون بنده به خداى تعالى رجوع كند و تعلّق به خداى كند [ و ] در قرب خدا ساكن شود ، هم نفس خويش و هم ماسوى اللّه فراموش كند ، اگر او را گويند : تو از كجايى ؟ و چه مىخواهى ؟ او را هيچ جواب خوبتر از آن نباشد كه گويد : « اللّه » . « 38 » و اما ، از انديشههايى كه خرّاز در اينجا بيان كرده است چهار تحرير مختلف در دست است : كوتاهترين آنها روايتى است كه خوانديم ؛ بلندترين آنها را سلمى از كتابى از خرّاز به نام درجات المريدين « 39 » برگرفته است . روايت سوّم در كتابى مجهول المؤلّف با عنوان كتاب اقوال الائمة الصّوفية « 40 » است . اين روايت اخير بسيار نزديك به روايت چهارمى است منقول در كتاب الصّفات كه ما از آن اندكى پايينتر سخن خواهيم گفت . اين چهار روايت از يك سو نشانمىداد كه تجربهء موصوف در آنها تا چه اندازه در چشم خرّاز مهم بوده است ، و از سوى ديگر معلوم مىدارد كه كتاب درجات المريدين همان كتاب السّر نيست و هر دو اكنون مفقود است . و امّا كتاب الصّفات ، كه آن نيز متفاوت با دو كتاب پيشين است « 41 » ، رسالهاى است از مجموعهء نسخ رسالهء خرّاز كه در سال 1952 به همّت مرحوم ا . آتش كشف شد . « 42 » اين رسالات تحت عنوان مشترك كتاب الشّيخ سعيد الخّراز فى علم الاشارات گردآمده و
--> ( 37 ) . نگاهكنيد به سرّاج ، لمع ، ضميمه ، چاپ آربرى ، ص 8 . ( 38 ) . نگاهكنيد به : تذكرة الاولياء ، تصحيح دكتر محمد استعلامى ، زوّار ، ص 456 - م . ( 39 ) . نگاهكنيد به : سلمى ، حقائق التّفسير ، مقدمه . ( 40 ) . نسخهء خطى موزهء بريتانيايى ، 12632 ، برگ 32 ب . ( 41 ) . نقل قول نسخهء خطى لندن چندان با متن كتاب الصفات فرق ندارد كه لازم شود وجود كتاب چهارمى را فرض كنيم . به نظر مىآيد كه ما در اينجا با خانوادههايى از نسخههاى خطى متفاوت كتاب الصّفات رو به روييم . ( 42 ) . در كتابخانهء قسطمونى ، شمارهء 2713 ، برگ 57 الف تا 87 ب . نگاه كنيد به : Oriens ، 1925 ، جلد پنجم ، ص 33 - 28 . قاسم سامرّائى آنها را در سال 1967 در بغداد چاپ كرده است .