پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

183

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

رصافى و او از استادش احمد بن عبدالله زاهد و او از استادش شقيق . « 10 » و بالأخره بايد متذكّر شويم كه در پايان رساله ، چند متن از شقيق ، به صورت ضميمه ، نقل شده است - مخصوصا شرح روى آوردن او به تصوّف - كه اصالت آنها در جاى ديگر تأييد شده است . به اين دلايل ، انتساب اين رساله به شقيق از ضمانتهاى جدّى برخوردار است . اين نيز محتمل است كه اين رساله تعليمى شفاهى باشد كه بعدا تنها قسمتى از آن به دست شقيق به كتابت درآمده‌باشد ، چه مىتوان در رساله سه بخش اصلى متمايز از يكديگر تشخيص داد كه در آنها ساختمان ادبى يكسانى به كار نرفته‌است . بخش اول كه از همه بلندتر است ( برگهاى 159 ب - 163 الف ) منازلى را كه اهل صدق طى مىكنند شرح مىدهد ؛ بخش دوم ( برگ 162 الف ) عنوان « باب منازل صدق » برخود دارد و ظاهرا خلاصه يا روايت مختصرى از بخش قبلى است ؛ « 11 » و بالأخره ، در بخش سوّم ، هشت « قول » كم و بيش بلند آمده است كه همه متمركز بر موضوع توكّل است . در حالى كه دو بخش اوّل در جاهاى ديگر ناشناخته است ، قسمت اعظم اقوال را ابونعيم ، سلمى يا قشيرى نقل كرده‌اند . « 12 » از جانب ديگر ، وسعت متنى كه بخش اول را تشكيل مىدهد ، و نيز ساختمان و تحليلهاى آن خاصّ يك اثر مكتوب است و با محتواى معمول « اقوال » فرق مىكند . و بالأخره اين معنى كه بخش دوم با كلمهء « باب » معرّفى مىشود نشان مىدهد كه ما با يك اثر مكتوب سر و كار داريم ، نه با اقوالى چند كه معمولا هر يك با يك « قال » آغاز مىشود . مسئلهء توكّل و پاسخ شقيق به آن را ديگران بررسى كرده‌اند « 13 » ، از اين رو ما دراينجا بر سر « اقوال » درنگ نمىكنيم . ولى ترجمهء متن بخش دوم - روايت مختصر - را ، كه در نظر ما مقدّمه‌اى بر بخش دوم است و نويسنده در آن تجربهء مذهبى خود را تحليل مىكند ، ذيلا مىآوريم : « باب منازل صدق . ابوعقيل گفت : احمد به من گفت : از شقيق شنيدم كه منازلى كه اهل صدق در آن به عمل مىپردازند چهار منزل است ، و اهل صدق خود بر سه دسته‌اند : دستهء اول

--> ( 10 ) . به اين ترتيب دو راوى عمده از شقيق مىشناسيم ، يكى حاتم اصمّ ، تنها راويى كه سلمى از او نام مىبرد ، و ديگرى احمدزاهد كه ما نتوانستيم هويّت او را بازشناسيم . ( 11 ) . اين دو بخش از رسالهء آداب العبادات را دكتر نصرالله پورجوادى به فارسى ترجمه كرده‌اند . ترجمهء ايشان ، همراه با متن اصلى رساله ، در معارف ، سال چهارم ، شمارهء 1 ، ص 108 تا 119 چاپ شده‌است . در اين مقاله ، هر جا كه پل نويا عباراتى از اين رساله را به فرانسه ترجمه كرده است ، ما به جاى ترجمهء مستقيم آنها ، از اين ترجمه استفاده كرده‌ايم - م . ( 12 ) . گفتنى است كه در لمع سراج حتى يك بار هم ذكرى از شقيق به ميان نيامده است . ( 13 ) . نخست ماسينيون ( تحقيق ) ، سپس ، اخيرا ، راينرت Reinert , DieLehr evomTawakulinder klassischenSufik ، 1968 . ما نتوانستيم از اين كتاب استفاده كنيم ، زيرا تحقيق ما پيش از انتشار آن پايان يافته‌بود .