پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

179

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

3 . ساختار و واژگان تجربه در دو فصل پيشين ، ما به ترتيب از مقاتل و ترمذى و امام جعفر صادق ( ع ) دربارهء چگونگى استنباط آنها از آيات قرآنى جويا شديم ، و از طريق تفاوت پاسخهايشان به تكوّن نوعى زبان پىبرديم ، زبانى كه در اينجا مىكوشيم تا به سرچشمه‌هاى آن دست‌يابيم . ما از مقاتل تنها نه بدان سبب آغاز كرديم كه او قديمترين و ، به گفتهء ماسينيون ، « بزرگترين مفسّر قرآن » است ، بلكه ، علاوه بر آن ، بدان سبب كه مىبايست در جايى قرار گيريم كه هر دو گروه اهل تصوّف و غير آنها در آن مشترك باشند ، و مقاتل كسى است كه آثارش محلّ مراجعهء هر دو گروه است . مقاتل نمايندهء سنّتى است كه به ابن عبّاس و نخستين نسل مسلمانان باز مىگردد ؛ او قرآن را با سه گونه قرائت مىخواند : قرائت لفظى كه در مجموع ترجمه‌اى است از قرآن به زبان عربى ديگرى كه از زبان قرآن دست يافتنىتر است ؛ قرائت تاريخى ، يا مبتنى بر وقايع ، كه وحى قرآنى را در زمينهء عينى آن مىگذارد تا اشارات مبهم آن را با مراجعه به وقايع و شخصيتهاى تاريخى روشن كند ؛ و بالأخره قرائت استعارى يا تخيّلى كه در آن ذهن خود را از حدود تنگ ظاهر شرع مىرهاند و فضايى در جهان تخيّل براى خود مىسازد كه در آن بتواند آزادى خود را در هيئت اساطير و شرحهاى آخرت شناختى يا شخصيتهاى افسانه‌اى بسط دهد . ما در توصيفى كه دربارهء هر يك از قرائتهاى سه گانه به دست داديم هم در پيشرفت روش تفسيرى دقيق شديم و هم در زبان مذهبى معمول در آن ؛ و دريافتيم كه قديمترين تفسير اسلامى تفسير صرف لفظى نيست و روش قرائتهاى سه‌گانهء مقاتل به او امكان داده‌است كه سر از زبانى چند وجهى در آورد كه در عين احتوا بر تفسير لفظى متوجّه تفسيرى باطنى نيز هست . اين قرائت باطنى هنوز در حال كمون است ، زيرا مقاتل همچنان در ظاهر و خارج از متنى زندگى مىكند كه آن را تفسير مىكند ؛ چنان كه قرائتهاى سه‌گانه‌اش نيز هر يك خارج از ديگرى است . اين دو نوع « خارجيّت » كه يكى ديگرى را توجيه‌مىكند حدود نوع تفسير