پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
153
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
فكر خدا غافل نيست . يك بار محمّد ( ص ) از اين مشاهدهء دائم خدا ، كه معمول همهء پيامبران است ، فراتر رفت ؛ او به آسمان ، به فراتر از حدود جهانى مخلوق برده شد و اين عروج امتيازى است كه او را از پيغمبران ديگر جدا مىكند . « كسى پيش جعفر بن محمد آمد و به او گفت : معراج را براى من وصف كن ! جعفر پاسخ داد : چگونه براى تو مقامى را وصف كنم كه از وسع جبرئيل ، با همهء بلندى مرتبتش ، فراتر بود ! » « 101 » اين حكايت عقيدهء امام صادق ( ع ) را دربارهء اينكه معراج يا اسراء را چگونه بايد تعبير كرد به روشنى نشان مىدهد . اسراء واقعهاى است استثنايى كه نمىتوان آن را با چيزى مقايسه كرد ، و جوهر آن از فهم حتى فرشتگان بيرون است . امام مىگويد : انقطعت الكيفيّة عن الدّنو ، و اين بدان معنى است كه هر سؤالى دربارهء كيفيت قرب ميان خدا و پيغمبر ( ص ) منتفى است . و به همين سبب است كه كه امام جعفر صادق ( ع ) ، بر خلاف آنچه در تفسير مقاتل ديديم ، هر گونه ملاحظهء ناشى از تخيّل را از تفسير خود دربارهء واقعهء اسراء خارج مىكند . خيال جاى خود را به واقعيت تجربه مىدهد ، و امام صادق ( ع ) در پرتو تجربهء عرفانى خود از واقعهاى كه پيغمبر ( ص ) در آن زيسته است به عنوان واقعهاى عرفانى ياد مىكند . ما در اينجا ترجمهء تفسير او را دربارهء آيات 1 تا 18 سورهء نجم به دست مىدهيم ، زيرا ، در اين تفسير ، ما نخستين نمونهء طرح اوّليهء تأمّلات بعدى صوفيان را دربارهء اين آيات ، چه از جهت روش و چه از جهت محتواى اين تأمّل ، مىبينيم . « نجم ، 1 : وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ( سوگند به ستاره چون فرو شود ) : نجم قلب محمّد است ؛ إِذا هَوى ، چون منقطع شود از هر چه جز خداست . « 102 » نجم ، 2 : ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ( كه صاحب شما نه گمراه شد و نه به راه كج رفت ) : طرفة العينى از قرب خدا گمراه نشد . « 103 » نجم ، 3 : وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ( و سخن از روى هوى نمىگويد ) : چگونه از روى هوى سخن مىگويد كسى كه زبانش ناطق به اظهار توحيد و اتمام شريعت و آداب امر و نهى است ؟ حقيقت اين است كه او جز به امر سخن نمىگويد و جز به امر خاموش نمىماند . امر مىكند ، و امرش قرب به حق است و نهى مىكند و نهيش زجر است و ادبار . « 104 »
--> ( 101 ) . قيل : جاء رجل الى جعفر بن محمد فقال : صف لى المعراج ! فقال : كيف اصف لك مقاما لم يسع فيه جبرئيل مع عظم محلّه ! ( همان ، در تفسير اسراء ، 1 ، ص 38 ) . ( 102 ) . « وَ النَّجْمِ إِذا هَوى » . قال جعفر . . . النجم قلب محمّد . « اذا هوى » ، اذا انقطع عن جميع ما سوى الله ( همان ، ص 56 و 57 ) . ( 103 ) . قال جعفر : ما ضلّ عن قربه طرفة عين ( همانجا ) . ( 104 ) . كيف ينطق عن الهوى من هو ناطق باظهار التّوحيد و اتمام الشّريعة و آداب الامر و النهى . بل ما نطق الا بأمر و ما -