پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

120

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

تأويل ( برگ 69 ب - 70 الف ) فعل « تأويل » ، از باب تفعيل ، به معنى جستجوى آغاز ( اوّل ) چيزى است . در حقيقت كسى كه اوايل چيزها و اصل اعمال را مىداند به تأويل دست مىيابد . و امّا اصل اشياء و آغاز آنها در علم تكوين ( علم البدو ) جاى دارد ، علمى كه خدا آن را روزى كه اندازهء اشياء را تعيين كرده و موجودات را از ظلمت آفريده ، پديد آورده است . بنابراين « تأويل » به معنى بازگرداندن اشياء به مبادى آنها به يمن نور خداست . ترمذى مىكوشد تا وجوه مختلف كلمهء « تأويل » را به اين معنى ربط دهد ، ولى توضيحات او بيش و كم قانع كننده است . به اين ترتيب ، « تأويل » در بعضى از آيات به معنى تفسير ، يعنى كنار زدن پرده‌اى است كه معنى باطنى قرآن را پوشانده است . در جاهاى ديگر به معنى تعبير خواب ( تعبير الرّؤيا ) است ، زيرا محتواى اين خوابها « امثال » ى است كه براى رسيدن به امر خدا بايد از آنها گذشت ( عبر ) ، چه امر خدا به صورت نماد در خوابها بيان شده است . پس « اوّل » ى كه بايد به آن رسيد « امره » است ؛ از اين رو « تأويل » هنگامى است كه از يك « مثل » به آنچه خدا امر كرده و در « لوح » مكتوب است « عبور » مىكنيم . در مرحلهء سوم ، « تأويل » مترادف با « عاقبت » است ، از اين جهت كه عاقبت چيزى قبلا نهفته در اصل ، يا « مرجع » آن است ؛ زيرا مرجع چيزى مبدئى است كه همه چيز از آن آغاز مىشود و همه چيز به آن باز مىگردد : مگر نه اين است كه فعل آلا ( يؤلو ) به معنى « رجع » ، يعنى بازگشتن است ؟ و بالأخره « تأويل » به معنى « حقيقت » « 34 » است ، زيرا هر چيزى به يمن حق ( خدا ) آغاز مىشود و با پايان يافتن به حقيقت خود مىرسد . بنابراين آغاز آن به پايان آن پيوسته است ، چنان كه پايان آن در آغاز آن نهفته است ، زيرا علّت هر دو يكى است ، و آن خداست . استغفار ( برگ 70 الف ) كلمهء « استغفار » نيز مانند بسيارى از اصطلاحات مذهبى قرآنى ، در ريشهء خود ، معنايى بسيار انضمامى دارد كه به حركات روزمرّهء انسان در جهان اطلاق مىشود . « غفر » به معنى پوشاندن و پنهان كردن چيزى است . ترمذى وجوه مختلف فعل « استغفار » را به اين معنى ريشه‌اى و انضمامى آن باز مىگرداند . معناى تحت لفظى آن طلب « مغفرت » از خداست ، يعنى از خدا بخواهند كه با پردهء رحمت خود گناهى را كه مرتكب شده‌اند بپوشاند . انسان با گناه كردن ، مانند موجود عريانى خود را بيرون از پردهء حفاظ الهى و در معرض بدنامى و از دست دادن

--> ( 34 ) . چنان كه ديديم ، مقاتل به‌جاى آن « تحقيق » مىگويد .