پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
112
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
اين ستايش « ثناء » خوانده مىشود . خدا واحد در ذات خود ، مجرد در وحدانيّت خود و يگانه با يگانگى خويش است ، و در اين وحدانيّت هيچ صفتى نيست . ستايش به صورت « ثناء » حاجت خواستن از خدا با صفات او و دوگانه نگريستن به اوست ، زيرا در « ثناء » انديشهء دوگانگى ( اثنين دو ) هست ، و اين دوگانگى فقط در جانب حاجت خواه است : فقط براى ماست كه در صفات الهى اختلاف معنى هست ، ولى در خدا و براى خدا يكسانى هست و بس . « 25 » ولى صلات ، هنگامى كه قرآن آن را به خدا نسبت مىدهد ، به چه معنى است ؟ به عقيدهء ترمذى دعاى خدا بدين معنى است كه او رو به بندهء خود دعايى در حق او مىكند و اين دعا را خدا از خود مىكند و مىگويد : رحم من بر اين بنده مقدّم بر خشم من باشد ! ترمذى از حسن بصرى نقل مىكند كه : « روزى ، بنى اسرائيل از موسى پرسيدند : آيا پروردگار تو دعا مىكند ؟ موسى آنها را امر به سكوت كرد ، ولى وحى از خدا آمد كه من تو را فرستادهام كه واسطهاى ميان من و آنها باشى ؛ از تو چه پرسيدند ؟ موسى پرسش آنها را باز گفت ، و خدا پاسخ داد : به آنها بگو ، آرى ، من دعا مىكنم ، و دعاى من اين است كه رحم من مقدّم بر خشم من باشد . » و امّا چون معنى دعاى منسوب به خدا چنين است ، صلات نيز معنى « مغفرت » به خود مىگيرد ، از اين بابت كه بخشايش يكى از عناصرى است كه خدا در دعاى خود نهاده است ، زيرا اگر خدا مواظبتى در حقّ بندهاش دارد كه در خود آرزو مىكند كه رحمش بر خشمش مقدّم باشد ، پيداست كه در چنين دعايى بخشايش گناهكاران نهفته است ، همچنانكه در آن ، البته ، همهء ديگر مواهبى نيز كه انسان از خدا مىخواهد ، نهفته است . كتب ( برگ 61 الف ) فعل « كتب » كه در تداول به معنى نوشتن است در قرآن محتوايى امرى به خود مىگيرد كه با الفاظ « فرض » ، « قضى » و « اوجب » ترجمه مىشود ، يعنى سه « وجه » ى كه تفاوتهاى باريكى با هم دارد . ترمذى توضيح مىدهد كه از جهت لغوى « كتب » به معنى ترتيب و « تنظيم » اشياء است ، از آن ، در زبان نظامى كلمهء « كتيبه » گرفته شده است كه به معنى لشكر است و همچنين كلمهء « كتاب » مشتق از آن است ، زيرا حروف در آن با نظمى معيّن ، ثبت شده است . ترمذى ، با ابتداء به اين انديشهء « تنظيم » ، محتواى امريى را كه كلمهء « كتب » در قرآن
--> ( 25 ) . ترمذى در اينجا در جانب معتزله جاى مىگيرد ؛ البته اين تنها موردى نيست كه او در آن موقفى معتزلى يا نيمه معتزلى اتّخاذ مىكند . با اين همه ، در مسئلهء فرشتگان موقفى كاملا مخالف با موقف معتزله دارد كه فرشتگان را برتر از آدميان مىدانند .